تبليغاتX
مدیریت تحول

یکی از هدف های تحول اداری، ارتقاء و حفظ کرامت مردم در نظام اداری می باشد. سازوکار های لازم در ارائه خدمات مطلوب ومناسب و موثر به مردم تحت عنوان طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع در نظام اداری، دارای اهمیت ویژه ای است زیرا علت وجودی هر سازمان و دستگاهی به خدماتی است که به افراد مختلف ارائه می دهد. ما از این افراد در سازمان به عنوان ارباب رجوع یاد می کنیم. با توجه به اينكه كاركنان در سازمان‌ها ارتباط مستقيم با ارباب‌رجوع و مشتري دارند در مشتري‌مداري و تكريم ارباب‌رجوع نقش كاركنان سازمان‌ها و شركت‌ها نقش مؤثري است. سازمان‌هايي كه به دنبال مشتري‌مداري و افزايش رضايت ارباب‌رجوع هستند بايد مهارت‌هاي ارتباطي مؤثر و همراه با ادب و احترام و نزاكت را در كاركنان خود نهادينه كنند. نحوه برخورد با ارباب‌رجوع از ساير فاكتورهای  مؤثر در رضايت آنها تأثير بيشتري دارد.

اكرام ارباب رجوع و مشتري نبايد انتزاعي، ساختگي، ظاهري و مقطعي باشد بلكه تلاش شود تا در همه جاي سازمان نهادينه گردد. يكي از آفت‌هاي تكريم در برخي از سازمان‌ها اين است كه به صورت مقطعي شعارها و رفتارهايي دور از باور و اعتقاد مطرح مي‌شود كه با گذشت مقطع خاص دوباره به بوته فراموشي سپرده مي‌شود و اگر نهادينه گردد به صورت مستمر و دائمي خواهد بود. خلاصه اينكه طرح تكريم طرح بسيار مؤثري است به شرط آنكه مانند ديگر طرح‌ها به صورت مقطعي مورد توجه قرار نگيرد اگر اين طرح نیز مانند سایرطرحها فقط در مقاطعي مورد توجه قرار گرفته و بعد به فراموشي سپرده شود، مسلم است كه اين طرح همانند بسياري ديگر از طرح‌ها ناموفق خواهد بود.               

طرحي مي‌تواند موفق باشد كه مستمر و بلند مدت باشد. در اين صورت بازنگري و كنترل صورت خواهد گرفت و دوره‌هاي خاص اجراي آن با يکديگر مقايسه مي‌شوند به طور قطع طرح‌هاي اوليه همواره با كاستي‌هايي همراه هستند و از جمله اين كاستي‌ها مقطعي بودن آنهاست.    

براي عملي كردن طرح تكريم ارباب‌رجوع دو دسته پيش نياز لازم است، يكي اينكه ساختارها و سازوكارهاي لازم طراحي و اجرا شود كه كار زياد مشكلي نيست و بخشي از آن انجام و به راحتي مي‌توان آن را تكميل كرد و ديگري بسترسازي فرهنگي است كه كار دشواری است ولي در عين حال اگر بتوان فرهنگ‌سازي لازم را انجام داد، اجراي طرح تكريم ساده شده و تأثير مطلوبي در ارتقاي عملكرد سازمان‌ها خواهد داشت. تكريم ارباب‌رجوع بايستي به صورت يك نگرش و باور درآيد. برخي از دلايل عدم نهادينه شدن فرهنگ مشتري مداري در سازمان ها عبارت است از:

- عدم شناخت دقيق از نيازها، خواسته ها و انتظارات ارباب رجوع نزد تصميم گيرندگان سازمان.

- عدم باور مديران به اهميت تكريم ارباب رجوع.

- عدم توجه به كيفيت خدمات در سازمان.

- ناكارآمدي سيستم هاي مديريت منابع انساني (استخدام، گزينش، آموزش، جبران خدمات و عملكرد)

- عدم وجود ارتباطات سازماني مناسب و كارآمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 21:20 |

مزاياي كار از راه دور براي سازمانها

افزايش بهره وري سازمان در اثر افزايش كارايي كاركنان (استرس كمتر)

كاهش نياز به فضاي اداري بزرگ، پاركينگ و هزينه آب و برق

انعطاف در ساعات كاري و انتخاب زمان حضوري مناسب براي كاركنان در شرايط برفي و باراني و امثال آن

افزايش توانمندي و مسئوليت فرد در كار گروهي شبكه اي

قدرت سازمان ها در انتخاب نيروي كار متخصص  كه به دنبال كار انعطاف پذير مي باشند افزايش مي يابد.

شلوغي بيش از حد محل هاي كار كاهش مي يابد.

غيبت كاركنان كاهش مي يابد (در بعضي موارد حدود60%).

سازمان ها قدرت بيشتري براي پاسخگويي خواهند داشت چون قسمتي از كار را به شاغلان از راه دور سپرده اند.

تسهيل انجام اموري كه بايد به صورت مخفيانه انجام شودو كاهش امكان لو رفتن كل پروژه كاري مورد نظر

معرفي مشاغل جديد و فراگير با اجراي روش دوركاري و يافتن بازارهاي جديد

امكان توسعه آموزش در طول عمر در جهت ارتقاء دائمي منابع انساني

امكان بيشتر براي حفط و نگهداري كاركنان

ايجاد محيط كاري منعطف و قابل توسعه با شرايط زمان

كاهش زمان رفت و آمد و هزينه سفر كاري

كاهش ترافيك و انرژي مصرفي خودروها

ارائه سرويستها بومي به نقاط مختلف بجاي متمركز

قرار دادن كاركنان نزديك مشتري

بكارگيري كاركنان با محدوديتهاي فيزيكي

فرصتهاي جديد اشتغال

فرصت بهتر براي افراد كم توان و معلول

مزاياي فردي كار از راه دور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در جمعه چهاردهم مرداد 1390 و ساعت 12:8 |

اخلاق اداری به چگونه کار کردن در اداره می پردازد. یک کارمند مسلمان باید متخلق به اخلاق اسلامي و انساني باشد. به عبارت ساده و مختصر اخلاق شامل شناخت صحیح از ناصحیح و آنگاه انجام صحیح و درست و ترک ناصحیح و نادرست است. بنابرین اخلاق اداری را مي توان بايدها و نبايدهاي اداري و چگونه کار کردن در اداره تبيين نمود. اخلاق اداری مطلوب زمانی بوجود می آید که کارکنان نظام اداری یک کشور به مردم از منظر درست بنگرند و خود را خدمتگزار و وکیل مردمان بدانند. مهمترین مبنا در پیشرفت اخلاق اداری تصحیح بینش کارکنان نسبت به خودشان، مردمان، مسؤلان و وظایف شان است، زمانی که دید انسان نسبت به مردم، مافوق و کارش اصلاح شود کار کردن به مثل خدمت نمودن و عبادت کردن است و این خود سبب رشد در اداره و توسعه اخلاق در اداره می شود. در نظام اداری آن چه در راس مناسباب و رفتار اداری حاکم است حرمت نگهداشتن و حفظ حقوق مردمان است هر یک از کارکنان دولت در هر مرتبه و جایگاهی که قرار دارند اگر حافظ حقوق و حرمت ارباب رجوع باشند یک نظام اداری مبتنی بر اخلاق ظهور خواهد کرد. اگرچه ارائه كار خوب براي نظام هاي خدمات‌رساني وظيفه است، اما نبايد فقط به انجام وظيفه بسنده كرد. بلكه با توجه به جايگاه رفيع «خدمت به خلق» در پيشگاه حق تعالي‌، لازم است خدمت را از مرز وظيفه گذرانده و آن را به حد لذت رساند. اخلاق اداري همان مفهوم امر به معروف و نهي از منكر در  آموزه هاي ديني ماست. امر به معروف در انديشه اسلامی و دينی جايگاه ويژه‌ای دارد و مديران می‌بايست برای احياء امر به معروف همت بيشتری از خود نشان دهند، امر به معروف نظارت همگانی و احساس مسئوليت افراد نسبت به يكديگر است و بی اعتنايی نسبت به تذكر و ارشاد ديگران آغاز نقطه انحرافی انسانهاست. گاهی اوقات عدم شناخت معروف و منکر موجب می شود در اذهان عمومی، معروف منکر و منکر معروف تلقی شود و در نهایت به کم رنگ شدن این فرهنگ مقدس ختم مي شود. ترک امر به معروف و نهی از منکر خود یکی از مصادیق منکر است که بایستی امر به معروف آنقدر تکرار گردد تا اذهان عموم در گام اول با لفظ کلمه مأنوس و در گام بعدی با حقیقت مطلب آشنا شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر همان دعوت به نیکی ها و پرهیز از زشتی هاست که فطرت آدمی پذیرای آن است. مصادیق معروف و منکر در ادارات را با عنوان بايدها و نبايدهاي اداري در پنج حوزه شناسایی کردیم، اميد است مورد عنايت و استفاده براي كاركنان و مديران محترم باشد.

الف. در ارتباط با ارباب رجوع:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در یکشنبه نهم مرداد 1390 و ساعت 22:54 |

شوراي عالي اداري در يكصد و چهل و هفتمين جلسه مورخ9/12/1389 بنا به پيشنهاد معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور و در اجراي ماده 57 قانون مديريت خدمات كشوري، دستورالعمل اجرايي، شرايط عمومي شايستگي‌هاي عمومي و تخصصي و نحوه انتخاب و انتصاب مديران حرفه‌اي را به شرح ذيل تصويب نمود:

ماده1ـ تمامي عناوين پست‌هاي مديريتي و سرپرستي دستگاه‌هاي اجرايي موضوع ماده 5 قانون مديريت خدمات كشوري با رعايت مستثنيات ماده 117 آن، به استثناء سمت‌هاي مديريت سياسي موضوع ماده 71 قانون مديريت خدمات كشوري و همترازان آنان، مديران حرفه‌اي تلقي مي‌شوند.

ماده2ـ تمـامي مديران حرفه‌اي مشمول اين دسـتورالعمل در سه سطح زير طبقه‌بندي مي‌شوند:

سطح يك ـ مديران حرفه‌اي ارشد: شامل مديران عامل شركتها، روساي سازمانها، موسسات دولتي، مراكز مستقل و سمت‌هاي مديريتي هم‌سطح

سطح دو ـ مديران حرفه‌اي مياني: شامل مديران كل و معاونين آنان، فرمانداران و معاونين آنان، معاونين شركتها، سازمانها، مؤسسات دولتي و مراكز مستقل و سمت‌هاي مديريتي هم‌سطح

سطح سه ـ مديران حرفه‌اي پايه: شامل رؤساي ادارات، سرپرستان، رؤساي گروه‌ها، بخشداران و معاونين آنها و سمت‌هاي مديريتي هم‌سطح

تبصره1ـ مديران واحدهاي عملياتي موضوع ماده 5 ضوابط و شاخص‌هاي سازماندهي، طراحي و تنظيم تشكيلات دستگاههاي اجرايي (تصويب‌نامه شماره 262773/ت43911ك مورخ 27/12/1388 وزيران عضو كميسيون امور اجتماعي و دولت الكترونيك) حسب مورد با پيشنهاد دستگاه اجرايي و تأييد معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور با يكي از سطوح مديريت حرفه‌اي هم‌سطح خواهند شد.

تبصره2ـ هم‌سطح نمودن هر يك از اعضاي هيئت مديره در سطوح مديران حرفه‌اي براساس درجه‌بندي شركت‌هاي دولتي و هم‌سطح نمودن سمت‌هاي مديريتي با هـر يك از سطـوح سه گانه بر عهـده معاونت توسـعه مديريت و سرمـايه انساني رييس‌جمهور خواهد بود.

ماده3ـ دستگاه‌هاي اجرايي موظفند در انتخاب و انتصاب مديران حرفه‌اي، شرايط عمومي، شايستگي‌هاي عمومي و تخصصي و صلاحيت اخلاقي و رفتاري فرد يا افراد منتخب پست مديريت حرفه‌اي را طبق بندهاي زير بررسي و در صورت احراز شرايط، وجود شايستگي‌ها و برخورداري از صلاحيت نسبت به انتصاب آنان اقدام نمايند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 و ساعت 8:2 |

دوره ای با عنوان آموزش و بهسازی منابع انسانی در آموزش و پرورش داشتیم دوستان جملات مهم دوره را جمعبندی و به شرح زیر یاد داشت نموده اندامید است درج آن در این وبلاگ مورد استفاده قرار گیرد:

آموزش، سرمایه گذاری روی بزرگترین و با ارزش ترین دارایی سازمان (نیروی انسانی ) است .

هزینه های آموزشی را جزء هزینه های سرمایه گذاری قلمداد کنیم نه هزینه های مصرفی .

بی سوادان قرن بیست و یکم کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند .

مشکل ما در دانسته ها یا نادانسته ها نیست بلکه در عمل به دانسته هاست .

مهمترین ارکان توسعه ،سرمایه انسانی است .

توسعه یک پدیده رفتاری است نه پدیده ابزاری .

توسعه پایدار نیاز به آدمهای جاه طلب و تخیل گرا دارد.

توسعه به مدیران جاه طلب و ناراضی نیاز دارد.

توسعه هم مهارت لازم دارد و هم ملالت .

اهل توسعه نباشیم تبدیل به دارای نه دار می شویم .

برای توسعه آموزش و پرورش به دنبال انسانهای توسعه گرا باشیم .

توسعه مدیون آدمهایی هست که زود سیر نمی شوند .

در توسعه به آدمهای دور اندیش نیاز داریم نه دیر اندیش .

در توسعه تغییر نگرش مهمتر از تغییر دانش است .

توسعه یک پدیده کلیشه ای نیست بلکه یک پدیده ریشه ای است .

توسعه به آدمهای سریع واکنش دارد.

توسعه مدیون آدمها و سازمان یادگیرنده ویاد دهنده است .

نیاز به آموزش ،مثل نیاز به هوای تنفسی است .

آموزش موثرترین ابزار تغییر است .

امروز ثابت ماندن ،تغییر نکردن و بهبود نیافتن مساوی «مرگ »است .

همه مشکلات سازمان ناشی از آموزش نیست و حل همه مشکلات سازمان با آموزش نیست .

دوره های آموزشی اگر مبتنی بر نیازهای فردی ، سازمانی ، شغلی و اجتماعی نباشد هدر دادن دارایی است .

+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 و ساعت 14:56 |

نامگذاری سال 1390 با عنوان «جهاد اقتصادی» توسط مقام معظم رهبري، معطوف به يك ضرورت و مسئله اساسي است كه در كشور بين ظرفيتهاي عظيم و عظمتهاي ملي و دستاورد هاي حاصل شده، علي رغم تلاشهاي صورت گرفته، فاصله اي وجود دارد كه جبران آن مستلزم جهاد اقتصادی است. از آنجا كه يك اقدام اساسي براي نيل به اين هدف، فرهنگ سازي و آمادگي فرهنگ عمومي كشور است، مي توان فرهنگ و مديريت جهادي را به عنوان پیش نیاز جهاد اقتصادی معرفي نمود. زیرا لازمه جهاد اقتصادی وجود مدیران جهادی است. فرهنگ و مديريت جهادي در برهه ای از انقلاب با عملكرد خوبش توانست مورد عنايت و توجه عام و خاص قرار گيرد. تا جايي كه اگر هدف، تلاش بيشتر، سريعتر، دلسوزانه‌تر و با جديت باشد گفته مي‌شود كه بايد بصورت جهادي انجام گيرد.

مفهوم جهاد:

جهاد در لغت از ریشه « جَهد و جُهد » به معنای مشقت و زحمت و همچنین به معنای توان و طاقت است. صاحب قاموس می گوید: « اصل کلمه جهاد از «جهد» (به فتح جیم و ضم آن) است، و به معنای تلاش توأم با رنج و زحمت می باشد. جهاد مصدر باب مفاعله و به معنی بسیار تلاش کردن می باشد و نیز اسم است به معنی جنگ. جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است. » صاحب جواهر در تعریف اصطلاحی جهاد می گوید: جهاد بذل جان و مال و توان در راه اعتلای اسلام و برپا داشتن شعائر دین است.

جهاد يعني تلاش و كوشش در راه ارزش هاي والا...» پس جهاد، فقط جنگ نيست! جهاد به معني كوشش وسعي است كه قدمتي به اندازه قدمت بشريت دارد. جهاد تلاش اعتقادي، خودآگاهانه، همه جانبه، همگاني و هميشگي است. جهاد چه در سطح خرد ( مبارزه با نفس ) و چه در در سطح كلان ( پيكاري اجتماعي براي محو ظلم و بي عدالتي ) از انگيزه‌هاي دروني افراد سرچشمه مي‌گيرد.

جهاد حاوي دو مفهوم، سلبي و ايجابي است، وجه سلبي آن از بين بردن ظلم و ستم چه بر نفس و چه بر جامعه و وجه ايجابي آن سازندگي نفس و يا سازندگي جامعه است.

مديريت جهادي :

شيوه‌اي خاص از علم و هنر هماهنگي جهت تحقق اهداف سازمانی است که رنگ و لعاب جهادي داشته که در آن مديريت نعمتي براي خدمتگذار به مردم می باشد.

خصوصيات فرهنگ جهادي:

فرهنگ جهادي آداب، كردار و روشهايي در طرز فعاليت، شيوه معاشرت، نوع مديريت و روش تفكر و انديشه بوده كه با نوع و شيوه روشهاي انجام كار در ساير فرهنگها، متفاوت بوده واغلب افرادجامعه براين فرهنگ صحه  گذاشته و آن را فرهنگ انسان ساز دانسته و خواستار تعميم آن به ساير سازمانها بوده‌اند.

در این نوشه مهمترين ويژگيهاي فرهنگ جهادي،که می تواند به عنوان الگوی مناسب مدیریتی برای جهاداقتصادی مطرح شود اشاه می کنیم:

همه باهم بودن:

كلمه‌ي «همه باهم» در فرهنگ جهادی به معني آن است كه همه افراد در تحقق اهداف تلاش و تشريك مساعي مي‌نمايند.

ايمان و اعتقاد:

يكي از وجوه بارز فرهنگ جهادي داشتن ايمان و پايبندي به ارزشهاي ديني است. به همين منظور تلاش در فرهنگ جهادي فقط تلاش مادي نیست،بلكه تعميم و گسترش ارزشهاي ديني، تقيد عملي به اخلاق اسلامي و رعايت موازين شرعي و گسترش دستاوردهاي انقلاب اسلامي در فعاليتهاي جهادگران نمايان است.

اخلاص:

يكي از ارزشهايي كه در فرهنگ جهادی نسبت به ساير فرهنگ سازمانها پررنگ‌تر جلوه مي‌نماید، اخلاص در انجام وظايف است. اخلاص به معني پاك كردن نيت از شرك و رياست و يك امر قلبي و وجداني است. عمل خالصانه عملي است كه فقط به نيت تقرب به خدا صورت مي‌پذيرد. اگر در نيت كسي مقاصد ديگري باشد، عمل او خالص و مخصوص خدا نيست. در فرهنگ جهاد هر تلاشي براي قرب خدا انجام مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 و ساعت 20:45 |

ظرفیت سازمانی (organizational capacity) مقوله‌ای است که در ادبیات سازمانی از آن سخن می‌رود. از تشابه سازمان‌ها و انسان‌ها کمک بگیریم و به جای ظرفیت سازمانی، سعه صدر سازمانی را جایگزین کنیم.

سعه صدر آدمیان متفاوت است. گویی انسان‌ها همچون ظرف‌های متفاوتی هستند، با ظرفیت‌های گوناگون. گروهی چون انگشتانه هستند؛ کم ظرفیت و کم حجم. توان تحمل و حتی شنیدن حرف مخالف و حتی متفاوت را ندارند. تنگ چشم در دیدگاه و در نتیجه تنگ ظرفیت در تعامل هستند. ظرف وجودشان، جز خودشان را جا نمی‌دهد. منزل دلشان مهمان غریبه را نمی‌پذیرد.

دسته‌ای دیگر چون حوض هستند. گرچه پذیرای چند ماهی می‌شوند، اما تنها اجازه مانور چند متری به ماهیان می‌دهند. اگر سنگ یا جسم حجیمی‌در آن بیفتد، بلافاصله متلاطم می‌شوند و سرریز.

برخی چون برکه‌اند. کمی‌ آرام‌تر به نظر می‌رسند. پذیرای مهمانان زیادی در دل خود و روی خود و بر فراز خود هستند. با شیرجه یا حرکت پرنده‌ای گرچه موجی در آن‌ها ایجاد می‌شود، ولی زودگذر و ناپایدار است و به کرانه نمی‌رسد.

بعضی نیز دریادل هستند. چون دریا ژرف و باابهت و کران ناپیدا. همه چیز را در خود می‌گیرند و هضم عظمت و قدرت و صلابت خود می‌کنند. به سادگی به خروش نمی‌آیند. ظرفیت نامحدودی دارند که غم‌های بزرگ و رازهای سهمگین را در خود جا می‌دهند. خدای بزرگ با آن عظمت، تنها در چنین دل‌هایی جا می‌گیرد.

همانگونه که انگشتانه و حوض و برکه زیاد و دریا کم است، انسان‌های دریادل و پرظرفیت با سعه صدر نیز کم شمار است.

سازمان‌ها اما، سرشتی همچون آدمیان دارند و به‌‌ همان گروه‌ها قابل تفکیک هستند. این تفکیک به اندازه سازمان مربوط نیست، به ظرف و ظرفیت وجودی سازمان مربوط است. ممکن سازمانی کوچک باشد با ظرفیت وجودی و سعه صدر فراوان و یا بزرگ باشد، اما کم تحمل و کم ظرفیت؛ و به عکس.

سعه صدر سازمانی به جوهره اصالت و انسانیت و میزان کلان نگری و آینده اندیشی و جامعه مداری و مردم دوستی و سیستم محوری رهبری و کارکنان و مناسبات سازمان برمی‌گردد. سازمانی می‌تواند چون انگشتانه یا حوض یا برکه باشد. نقد را برنتابد و جز خود را نپذیرد و غیر خود را براند. آستانه تحملش پایین باشد و با هر ناملایمی‌برآشوبد و مواج شود و سازمانی نیز می‌تواند چون دریا باشد. همه چیز را در دل خود بگیرد و در اعماق لایه‌های خود حیات و حرارت و حرکت و چه بسا تزاحم و درگیری و اختلاف و ناکامی‌را به جریان اندازد، اما منظر دیگران را نیالاید و دل بینندگان را نیازارد و جز انعکاسی از عظمت و یک‌دستی و شکوه و صلابت و حیات و حرکت و آرامش و صفا و داد و دهش به دیگران نثار نکند.

+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در شنبه سیزدهم فروردین 1390 و ساعت 11:7 |

در باب مفهوم و نسبت دو كلمه جهاد و اقتصاد در عبارت « جهاد اقتصادی » كه نام سال 90 شمسی لقب گرفته است ، شش نكته حائز اهمیت است:      

نكته‌ی اول این‌كه مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً كلمه‌ی جهاد یك تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. كلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یكی از كلماتی است كه در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌كند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. نكته‌ی اول این‌جاست كه به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم كار كردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران كشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌كنند.

این یكی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است كه مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنه‌ی دنیا و حسنه‌ی آخرت چگونه می‌توانند با یكدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی كشور به درستی استفاده كنند، ما از كلمه‌ی جهاد می‌توانیم بركات زیادی را نصیب این مرز و بوم كنیم. كما این‌كه در طول تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم كه حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده می‌كنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌كنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز می‌باشد.  

نكته‌ی دوم این است كه در گفتمان دینی ما كلمه‌ی جهاد در كنار كلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و... پازل گفتمانی دین را تكمیل می‌كند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌كنند كه باید مانع را دور بزنید، مثل كلمه‌ی هجرت. ولی كلمه‌ی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأكید و تصریح دارد. (عادل پیغامی ؛ استاد اقتصاد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در شنبه ششم فروردین 1390 و ساعت 11:44 |

سال 1390 سال جهاد اقتصادی نامگذاري شد.مقام معظم رهبري در پیام نوروزی فرمودند من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری می كنم و از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند. سال 89 سال همت مضاعف - كار مضاعف ،سال 88 سال اصلاح الگوي مصرف ،سال ۸۷ سال نوآوری وشکوفایی،سال 86 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي، سال 85 سال پيامبر اعظم (ص)، سال 84 سال همبستگي و مشارکت عمومي، 83 سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران، 82 نهضت خدمت‌گذاري ،81 سال عزت و افتخار حسيني،سال 80 سال اقتدار ملي و اشتغال آفريني، سال 79 سال اميرالمومنين (ع) و 78 سال امام خميني (ره) بود.

سال

عناوين سال‌هاي 73 تا 88

73

تقويت وجدان کار و رعايت انضباط اجتماعي در همه امور

74

رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش، اسراف و زياده روي در مصرف

75

پرهيز از اسراف در استفاده از ثروت عمومي، منابع مالي و طبيعي کشور

76

آراسته شدن ملت ايران به فضايل اخلاقي و توجه به معنويات

77

پرهيز از اسراف ، رعايت صرفه جويي  و نيز پايداري برمواضع اسلامي و انقلابي

78

سال امام خميني (ره)

79

سال اميرالمومنين عليه‌السلام

80

اقتدار ملي و اشتغال آفريني

81

سال عزت و افتخار حسيني

82

نهضت خدمت‌گذاري

83

سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران

84

سال همبستگي و مشارکت عمومي

85

سال پيامبر اعظم (ص)

86

سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي

87

سال نوآوري و شکوفايي

88

سال اصلاح الگوي مصرف

89

سال همت مضاعف - كار مضاعف

90

سال جهاد اقتصادی

در آغاز سال ۷۷ پرهیز از اسراف‌، رعایت صرفه جویی‌، قناعت و نیز پایداری برمواضع اسلامی و انقلابی رهنمود اول رهبری بود. ایشان در نوروز ۷۶ آراسته شدن ملت ایران به فضایل اخلاقی و توجه به معنویات و تقرب به پروردگار را توصیه کرده بودند. در پیام نوروزی سال ۷۵، به ضرورت و اهمیت پرهیز از اسراف در استفاده از ثروت عمومی، منابع مالی و طبیعی کشور؛ در اول فروردین ۷۴ هم توصیهٔ اول رهبری، ‌ رعایت انضباط اقتصادی و مالی از ریخت و پاش، اسراف و زیاده روی در مصرف؛ و در پیام تبریک آغاز سال ۷۳، ملت ایران را به تقویت وجدان کار و رعایت انصباط اجتماعی در همه امور توصیه کرده بودند.

+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در چهارشنبه سوم فروردین 1390 و ساعت 20:21 |

 آید بهار و پیرهن بیشه نو شود                    نوتر برآورد گل اگر ریشه نو شود

زیباست روی کامل سبزت کلاه نو                 زیباتر آنکه در سرت اندیشه نو شود

ما را غم کهن به میِ کهنه بشکنید             بر حال ما چه سود اگر شیشه نو شود

 بهار آمده است؛ اما نمی‌‏ماند. ثانیه ‏‌ها می‌‏گذرند؛ همچون ابر‌های درگذر؛ پس باید برخاست و جاری شد. باید گام در جاده ‏های پویای اندیشه گذاشت و مفهوم بلند انسان را تجربه کرد. عید، مژده تولد است و زندگی؛ همچنان ‏که یادآوری می‌‏ کند که در پس هر طلوعی، غروبی نهفته است که پس از هر روزی، تاریکی شب سر خواهد رسید. عید یعنی لحظه ‏های شسته شده از آلودگی گناه و تیرگی؛ ورنه، بهار می‌‏آید و خواهد رفت؛ درختان شکوفه می‌‏کنند، سبز می‌‏ شوند و باز چهره از سبزی تکانده، تن به خزان و زردی می‌‏دهند. عید یعنی رویش در خاک دانایی و شناخت؛ و این چنین بهاری شدن، زمان نمی‌‏پذیرد. جادوانه است و بی‌‏زمان. «ای تغییر دهنده حالت ‏‌ها! مرا به بهترین حالات متحول کن!» در رستاخیز شاخه ‏های خشکیده، اگر قلبم تاکنون ثمری نداده است، دور از خورشید تو بوده. حالا که سرگردان می‌‏ چرخم و پناهی نمی‌‏ یابم، فصل سرد درونی مرا به فروردین یاد خود پیوند بزن تا ببینی لحظه تحویل دلم را که چه ‏سان از چشم‏‌هایم، سکه‏‌های دعا می‌‏ریزم و انگشتانم، سبز‌ترین سبزه ‏‌ها خواهد شد برای یافتنت و ماهی سرخی در اندیشه ‏ام رو به‏ روی آیینه تو به رقص درخواهد آمد؛ یا مقلب القلوب والابصار.                                   روزهايت بهاري و بهارت جاودانه باد

+ نوشته شده توسط بهرام جلیل‌خانی در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 و ساعت 23:31 |