|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم جناب آقاي دكتر احمدينژاد رياست محترم جمهوري اسلامي ايران با سلام و تحيت پيش روي بودن دومين پنجسال از سند چشمانداز دوره بيست ساله كشور و ابلاغ بعضي از سياستهاي كلي اصولي مانند سياستهاي كلي اصلي 44 از يكطرف و بعضي تحولات جهاني از طرف ديگر اقتضا ميكند كه هرچه زودتر قانون برنامه پنجساله پنجم كشور با جهتگيري دستيابي به اهداف مرحلهاي متناسب با سند چشمانداز بيست ساله تهيه گردد. اينك سياستهاي كلي برنامه پنجم كه بايد مبناي تهيه و تدوين قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوري اسلامي ايران باشد، ابلاغ ميگردد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 8:26 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
تصوير اسراف و تبذير در قرآن: يكي از مفاهيم مضموم در نزد خدا محوران مفهوم"اسراف"و "تبذير" است.هر اموالي در هر جايي كه در اختيار انسان است به طور امانت در نزد او به وديعه گذاشته شده است و براي آن ها حساب و كتابي است.يك فرد مسلمان،يك فرد بهره ور مي باشد كه ميانه روي و اعتدال در زندگي اش فرهنگ شده است و از هر گونه افراط و تفريطي پرهيز مي كند.اسراف به معني تجاوز از حد اعتدال ولي تبذير به معني ريخت و پاش بوده و بيشتر در زمينه ي مالي مصداق دارد. از ديدگاه قرآني اسراف كلمه بسيار جامعي است كه هرگونه زياده روي در كميت و كيفيت و بيهوده گرايي و اتلاف و مانند آن را شامل مي شود، يكي از مذموم ترين اعمال محسوب ميگردد و در آيات و روايات فراواني از آن مذمت شده است. برخي از آياتي كه اين مفاهيم را مضموم دانسته و فرد مسلمان را از انجام آن بر حذر داشته به شرح ذيل مي باشد.اميد است از اسراف كاران و مبذرين نباشيم. و مسرفان را هلاك نموديم.(سوره 21 آيه 9) همانا خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست هدايت نميكند. .(سوره 40 آيه 28) وهرگز اسراف و تبذير مكن.(سوره 17 آيه 26) همانا تبذيركنندگان، برادران شياطينند .(سوره 17 آيه 27) و اسراف kكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست نمي دارد.(سوره 6 آيه 141) زيرا فرعون، الگوي اسرافكاران درزمين بود.(سوره 10 آيه 83) بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نميدارد.(سوره 7 آيه 31) و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد.(سوره 26 آيه 151) وهمانا مسرفان اهل آتشند.(سوره 40 آيه 43) و كساني كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف ميكنند وبخل هم نورزند،بلكه دراحسان ميانه روومعتدل باشند.(سوره 25 آيه 67) همانطوري كه ملاحظه مي شود به خاطر اثرات زيانبار اسراف و تبذير، اين خصلت ناپسند در كلام الهي شديداً محكوم شده، در رديف گناهان قرار گرفته و مسرفان برحسب مورد به درجات مختلفي از عقاب وعده داده شده اند و مسرفان را از اصحاب دوزخ و تبذير كنندگان را همراه و همكار شيطان معرفي نموده و راه رسيدن به فلاح و رستگاري را رعايت اعتدال و ميزان دانسته است. اسراف و اتلاف در روايات: علي (ع) ميفرمايند: · خرج كردن مال در غير جائيكه بايد خرج شود تبذير و اسراف است. · آنچه بيش از حد كفاف باشد اسراف است. · نوك قلمهايتان را ريز كنيد، سطور را به هم نزديك كنيد، كلمات زيادي را نسبت به من (در نوشتن گزارش) حذف كنيد محتوي و مفهوم اصلي را بيان كنيد. از زياد نوشتن بپرهيزيد، به درستي كه اموال مسلمين قبول ضرر نميكند. امام صادق (ع) مي فرمايند: · اسراف علت فقر و ميانه روي سبب غني و آباد شدن كشور است. · اسراف بركت را از بين مي برد. · دعاي اسراف كننده مستجاب نمي شود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 7:48 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيةاللَّه فى العالمين خداوند متعال را از اعماق دل شكرگزاريم كه توفيق عنايت كرد و مهلت داد تا يك بار ديگر سعادت تشرف به اين آستان مقدس و ديدار مردم عزيز مشهد و زائران اين بارگاه بلندپايگاه نصيب شود. از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه اين عيد سعيد را و اين سال نو را بر همهى ملت عزيز ايران مبارك فرمايد. امسال اولين سال دههى چهارم انقلاب است كه به نام «دههى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. به اين مناسبت عرايضى را عرض ميكنم؛ هم در زمينهى برخى از مهمترين مسائل كشورمان در داخل، و همچنين اشارهاى به بعضى از مسائل مهم بينالمللى و خارجى. اين دهه را ده سال پيشرفت و عدالت كشور و نظام جمهورى اسلامى ناميديم؛ در حالى كه از آغاز انقلاب، ملت ايران با حركت عظيم خود و با ايجاد و استقرار نظام جمهورى اسلامى، به سمت پيشرفت و عدالت حركت كرده است. ده سال آينده چه خصوصيتى دارد كه آن را به عنوان دههى پيشرفت و عدالت نامگذارى كردهايم؟ به نظر ما تمايز ده سال آينده با سه دههى گذشته، در آمادگىهاى بسيار وسيع و عظيمى است كه در كشور عزيزمان براى پيشرفت و عدالت به وجود آمده است، كه اين آمادگىها به ملت بزرگ و مصمم ما اجازه ميدهد كه در اين زمينه يك جهش و يك گام بلند نشان بدهد. ملت، آمادهى يك حركت پرشتاب و بزرگى به سمت پيشرفت و عدالت است؛ چيزى كه در دهههاى قبل، اين امكان با اين گستردگى براى ملت فراهم نبود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 8:1 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، ايشان، نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي مي دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند. رهبر انقلاب اسلامي سال 87 را سالي پُر ماجرا خواندند و با اشاره به حوادث مهم داخلي و خارجي اين سال خاطر نشان كردند: سال 87 با خبرهاي خوش هستهاي كه اثبات كننده توانايي ملت ايران و دانشمندان متبحر اين سرزمين بود، آغاز شد و پرتاب ماهواره اميد، ايران را در اين سال در رديف چند كشور صاحب اين فناوري مهم قرار داد كه اين پيشرفتهاي حقيقتاً شگفت آور، اَرج و اعتبار جديدي براي ملت ايران به همراه آورده است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 7:59 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 12:12 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 7:25 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
معمولاً افراد در مقابل تغيير و تحولات واكنش نشان ميدهند، بطور كلي واكنش افراد را ميتوان به 3 دسته كلي زير تقسيم نمود : 1- افرادي كه از تغييرات و تحولات استقبال ميكنند : معمولاً افرادي هستند كه از تغييرات سود خواهند برد يا اينكه از وضع موجود ناراضي هستند و به اميد اصلاح، از تغييرات استقبال ميكنند. 2- افرادي كه نسبت به تغييرات بيتفاوت هستند : برخي از افراد اميدي به نتيجة تغييرات و تحولات نداشته و از آن استقبال نميكنند با اينكه تغييرات و تحولات براي آنها سود و ضرر نداشته باشد. 3- افرادي كه در مقابل تغيير و تحولات مقاومت ميكنند : معمولاً افرادي كه در برابر منافع خود احساس خطر كنند، مقاومت ميكنند و برخي ديگر از وضعيت موجود راضي هستند يا برخي ديگر تغيير و تحولات را مناسب تشخيص نميدهند. ممكن است مقاومت در مقابل تغييرات به صورت آشكار يا پنهان باشد، معمولاً مقاومت و مخالفت آشكار از مقاومتهاي پنهاني بهتر است زيرا قابل مشاهده و پيگيري است. مقاومت در مقابل تغيير : تغيير مي تواند باعث پديد آمدن واكنشهاي متعدد و متنوعي گردد كه البته ممكن است در ابتداي كار و روزهاي نخست بسيار مشهود نباشد اما پس از سپري شدن مدتي مثلا پس از گذشت چند هفته يا چند ماه اثرات زيانبار و مخرب خود را نشان مي دهد اين واكنشها و مقاومتهاي حاصل از تغيير چه به معناي وسيع آن يعني به هنگامي كه عده كثيري را شامل مي شود و چه هنگامي كه يك نفر را از لحاظ وضع استخدامي، موقعيت اداري، محتواي شغلي و روشهاي اداري و غيره در برمي گيرد ناشي از نگراني است كه در ايشان بوجود مي ايد. معمولا تغيير موجب بروز نگراني در فرد مي شود. اين واقعيت ناشي از اين مطلب است كه فرد مي پندارد تغيير به طرق مختلف در وضع وي موثر است و ثانيا به نظر وي تهديدات تغيير بيشتر از فرصتهاي است كه براي وي ايجاد مي نمايد به عبارت ديگر زبانهايي كه تغيير به وجود ميآورد بيشتر از محسنات و مزاياي ناشي از آن است. البته ميزان نسبت مقاومت در برابر تغييرات با طول خدمت شخص و همچنين سن و يا نيازهاي اقتصادي وي نيز ارتباط دارد مثلا كارمندان با سابقه طولاني به جهت اينكه سالها در اين شغل كاركرده، عادت داشته و هم از لحاظ روحي و رواني و هم از لحاظ تجربيات با اين شغل در ارتباط بوده اند ، بيشتر با پديده تغيير مقاومت نشان مي دهند. از سوي ديگر بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه اجزاء مختلف يك سازمان به هم وابسته اند و ايجاد تغيير در يك قسمت در قسمتهاي ديگر نيز موثر واقع مي شود و ممكن است تغييري كه در يك قسمت مفيد است در قسمت ديگر زيانبار باشد. به طور تمونه مي توان به اين مورد اشاره نمود كه با بالا بردن پاداش يك قسمت از سازمان مي توان كارايي آنرا بالا برد اما قسمت ديگر مقاومت نشان داده و ممكن است لطماتي را به مجموعه وارد آورند. به عبارت ديگر اجزاء مختلف سازماني همانند جزايري جدا از هم نيستند بلكه به يكديگر وابسته بوده و در ارتباط مي باشند. كه در اين گونه موارد مي بايستي اثرات تغيير در ديگر بخشهاي سازمان مورد توجه قرار داد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 20:58 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از آشنايي با چگونگي اجراي برنامه هاي تحول در اين قسمت به چگونگي شروع و آغاز برنامههاي تحول اشاره ميكنيم بعد از تبيين فلسفه و اهداف برنامه هاي بهبود بايد شروع خوبي داشته باشيد. توجه به نكات ذيل شما را در آغاز و شروع برنامه هاي تحول ياري مي دهد. - برنامه هاي تحول را زماني شروع كنيد كه از وضع موجود نارضايتي وجود داشته باشد افراد به دنبال تغيير و تحول باشند و وضعيت موجود را مناسب و مطلوب ندانند در اين صورت با برنامه هاي بهبود همراهي و مشاركت مي نمايند نياز به تحول ميزان رغبت و مشاركت افراد را افزايش ميدهد. - برنامه هاي تحول و بهبود را از جايي شروع كنيد كه وجه مشترك خواسته بين كاركنان و سازمان باشد اگر بتوانيد برنامه ها را از نقطه مشترك افراد، مديران و سازمانها شروع كنيد درصد موفقيت در بهبود برنامه هاي تحول بيشتر خواهد بود. - برنامههاي بهبود را از جايي كه مشكل وجود داشته و در معرض ديد باشد آغاز كنيد تا اجراي برنامه هاي بهبود بتواند مشكلي از مشكلات را در سازمانها حل كرده و براي همه ملموس باشد تا ميزان پذيرش برنامه هاي بهبود بيشتر شود. اگر برنامه هاي بهبود بتواند مشكلي را از سازمانها حل كند توسط كاركنان پشتيباني و حمايت خواهد شد. - برنامه هاي تحول را از فعاليت هاي ساده كه به هماهنگي كمتري نياز دارند شروع كنيد زيرا شروع برنامه هاي بهبود از فعاليت هاي پيچيده كه نيازمند هماهنگي هاي بيشتري هستند برنامه هاي تحول را با چالش مواجه مي نمايد. - برنامه هاي تحول را از جايي شروع كنيد كه احتمال و شانس موفقيت بيشتر است. زيرا موفقيت شما در برنامه هاي تحول باعث همكاري بيشتر افراد شده و برنامه هاي تحول را از فعاليت هايي كه احتمال و شانس موفقيت كمتر است شروع نكنيد زيرا عدم موفقيت در برنامه هاي تحول ديدگاه افراد را نسبت به برنامه ها بد بين نموده و ميزان مشاركت آنها را كاهش مي دهد. - برنامه هاي تحول را از خودتان شروع كنيد زيرا كاركنان بيشتر به رفتار و كردار شما نگاه مي كنند تا گفتارتان، همواره اين جمله را مطرح ميكنند كه اگر برنامههاي تحول خوب است چرا از خودتان شروع نمي كنيد؟ - برنامه هاي تحول را با جسارت و جرات آغاز و به پيش ببريد. زيرا هرگونه ترديد در برنامه هاي تحول باعث دلسردي و عدم همكاري و مشاركت ديگران را فراهم خواهد ساخت. اگر شما به خودتان اعتقاد و ايمان نداشته باشيد، ديگران هرگز به شما اعتماد نخواهند كرد. - برنامه هاي تحول را در فرصت مناسبي آغاز كنيد در زماني كه افراد در اثر فعاليتهاي زياد خسته و ملول شده و به دنبال برنامه ريزي براي رفع خستگي و تعطيلات هستند برنامههاي تحول را شروع نكنيد، زمان و مكان مناسبي برا براي شروع برنامه هاي تحول در نظر بگيريد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 21:23 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
اهمیت سرمایه انسانی ولزوم توجه به سرمايه هاي ماهر ومجرب فكري مقدمه : نيروي انساني به عنوان بزرگترين و با ارزشترين دارايي و سرمايه هر سازماني محسوب ميشود و برخلاف ساير منابع سازماني علاوه بر اينكه با مصرف كردن مستهلك و كاهش نيافته بلكه تنها سرمايهاي است كه فزاينده است و هرگز با مصرف كردن مستهلك نشده بلكه با تجربه و مهارتي كه كسب مينمايد موجب عملكرد بهتر و بيشتر سازمانها ميگردد. طبيعي است كه سازمانها نبايد بعد از مدت معيني (سن بازنشستگي) اين سرمايه هاي ماهر ومجرب فكري خود را رها كرده و فراموش كنند بلكه از تجارب ودانش مفيد آنان در جهت بهبود و بالندگي بهره مند شوند. اهميت سرمايه هاي انساني در سازمانهاي امروزي: امروزه قدرت كشورها و سازمانها را سرمايه مادي، ماشينآلات و تجهيزات رقم نميزنند بلكه نيروي انساني كارآمد و خلاق تعيينكننده قدرت و توان رقابتي سازمانها و كشورهاست. پيتر دراكر پدر مديريت معاصر معتقد است بزرگترين مزيت نسبي در دنياي رقابتي آينده نيروي انساني كشورها و سازمانها خواهد بود. امروزه ارزش افزوده ذهنها با ارزشتر از ارزش افزوده ساير منابع ميباشد. به همين منظور گفته ميشود كه بسياري از مشكلات امروزي ما در حيطه تجهيزات و امكانات نيست بلكه در حيطه انسانها است. اگر قبول كنيم كه سرمايه انساني بزرگترين و با ارزشترين دارايي هر سازمان و كشوري محسوب ميشود بايد بپذيريم هر چيز كه با ارزشتر و گرانبهاتر باشد به حفظ و نگهداري، مراقبت و مديريت بهتر نيز نيازمند است. سازمانها در كنار ساير برنامهريزيهايي كه انجام ميدهند بايد برنامهريزي نيروي انساني نيز داشته باشند، زيرا شرط لازم موفقيت ساير برنامهها داشتن نيروي انساني كارآمد با انگيزه و ماهر است به همين منظور برنامهريزي نيروي انساني در همة سازمانها لازم و ضروري است و ابزاري است كه مديريت را در اين راه ياري ميدهد. يكي از مراحل فرايند برنامه ريزي نيروي انساني برنامه ريزي براي دوران بازنشستگي سرمايه هاي انساني است، كه در بيشترسازمانها از اهميت وجايگاه والايي بر خوردار نبوده وکمتر به آن توجه مي شود،حتي در کتابهاي امور استخدامي، سازمان و مديريت و رفتار و روابط انساني در کار، فصولي بسيارکوتاه به امر بازنشستگي اختصاص يافته است و عمدتاً به طرحهاي بازنشستگي و حقوق آنان پرداخته شده است و به جنبه هاي روان شناسي آنها توجه نشده است. سازمانها همانطور که براي گزينش، استخدام، آموزش و اشتغال کارکنان خود، برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت مي کنند، بايد براي اين برهه از دوره افراد نيز فکر کنند و آنها را به اميد خود رها نسازند. بازنشستگي مرحله اي از مراحل فرايندبرنامه ريزي نيروي انساني در سازمانها است که فرد در زمان حيات سازماني مي بايست آنرا طي کند، زماني که با استخدام شروع مي شود و نه تنها در دوره بازنشستگي پايان نمي پذيرد بلكه بعد از مرگ فرد نيز ادامه مي يابد. مرحله بازنشستگي : بنا بر تعريف علمي، بازنشستگي عبارت از حالتي است که کارمند رسمي دولت با داشتن شرط معيني از سن و دارا شدن سنوات معيني از خدمت، طبق قانون و به موجب حکم مقام صلاحيت دار، احراز مي کند و ضمن خاتمه يافتن حالت اشتغال، وي مادام العمر مستحق دريافت حقوق بازنشستگي مي گردد. بازنشستگي در واقع مرحله اي از زندگي کارکنان است و امري ضروري و حياتي براي بشر پر از اضطراب، نگراني و فشار تلقي مي گردد و کارشناسان مختلف اين پديده را از منظرهاي مختلف پزشکي، بهداشتي، روان شناسي، جامعه شناسي، اشتغال مورد بررسي قرار مي دهند. بازنشستگی و سالمندی سال های رشد و کمال است ، سال های بلوغ ، زمان تغيير به سوی مسيری جديد .به معنای فرصت برای اينکه هر طوری که شما می خواهيد باشيد. هر طوری که می خواهيد برنامه ريزی کنيد . زمان در دست شماست .تازه در شروع نيمه راه زندگی هستيد با توشه ای از تجربه ، دانش و مهارت های ارزشمند . در نهايت اينکه، بازنشستگي مرحله نهايي يک استخدام نيست بلکه خود آغازي از يک مرحله زندگي سازماني فرد به شمار مي آيد. سازمانها بايد توجه فراوان نسبت به استقرار سيستمهاي صحيح بازنشستگي اقدام نمايند و در نظر داشته باشند که عوارض چنين سيستمهاي نامطلوب در جنبه هاي مختلف سازمان تأثيرات سوئي به جاي مي گذارد. سالمندي وبازنشستگي يك فرآيند زيستي است كه تمام موجودات زنده از جمله انسان را در بر مي گيرد. گذشت عمر را نمي توان متوقف نمود ولي مي توان با بكارگيري روش ها و مراقبتهاي مناسب , از اختلالات و معلوليتهاي سالمندي پيشگيري نمود و يا آن را به تعويق انداخت تا بتوان از عمر طولاني همراه با سلامت و رفاه كه همواره هدف و آرزوي بشر بوده , بهره مند شد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 22:32 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از الزامات موفقيت فردي وسازماني چگونگي هدف گذاري است ، هدف یعنی خواسته از پیش تعیین شده. شما آن چیزی نیستید که فکر می کنید هستید.شما آنچه که فکر می کنید هستید. اگرهدفي براي نشانه روي نداشته باشيد، به جايي نخواهيد رسيد. اگر مقصدتان ناکجاآباد باشد ، بطورحتم بدان خواهيد رسيد! اگر اهدافتان روشن نباشد ، باید دوچندان تلاش نمایید. موفقیت چیزی نیست جز دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده. افرادی که هدف مشخصی ندارند ، بیشتر وقت خود را صرف پاسخگویی به خواسته های دیگران کرده و تحت تاثیر آنان واقع میشوند. نباید از یاد ببریم که دستیابی به موفقیت بصورت تصادفی بسیار نادر است. اهداف، افراد را به مبارزه مي خوانند و محرک و مشوق فعاليتند. با تعيين اهداف شما مي دانيد به کجا مي خواهيد برويد و در نهايت به چه نتايجي مي خواهيد دست يابيد. اهداف استاندارد ها و الگوهاي قابل قبول ارزيابي عملکردرافراهم مي کند. اهداف منجر به استفاده حداکثر از تواناييها مي شود. اهداف مشخص شده نيروهاي ناخودآگاه را در راستاي فعاليتها هدايت مي کند. هدفگذاري پيش شرط لازم و کليد مديريت زمان موفق است. راز موفقیت این است که پیوسته هدفی را دنبال کنید خصوصیات یک هدف خوب دست يافتني باشد مشخص وروشن باشد قابل اندازه گيري باشد مقيدبه زمان باشد مكتوب ومدون باشد موردتاييدباشد انعطاف پذيرباشد بايد واقعی باشد مهمترين قاعده آن است که کارها را به نوشته در آوريم، اين کار مزاياي بسياري دارد: کنترل برنامه ها کاهش فشار بر حافظه انگيزش دروني تمرکز بررسي کارهايي که انجام نشده اند پيش بيني حوادث غير مترقبه ايجاد بايگاني از فعاليتهايي که انجام شده يا بايد انجام شود تشخيص اولويت اهداف از طريق مقايسه آنها |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 7:5 توسط بهرام جلیلخانی
|
|
||