تبليغاتX
مدیریت تحول
همه چیز درباره مدیریت، تحول و بهره‌وری

امروز كي هستم؟ پي آمد گزينش ديروز است.

فردا چه كسي خواهم بود؟ به گزينش امروزم بستگي دارد.

تغيير كردن يعني انتخاب و ميل به تغيير

نگرش، هميشگي، ثابت و همواره پايدار نيست اگر نگرش‌هاي شما خوب نيستند مي‌توانيد آن را عوض كنيد (اگر چه كاري دشوار است) به شرطي كه از صميم قلب خواستار تحول باشيد.

فرآيند تغيير نگرش :

      -   شناخت وضع كنوني

-         ايمان داشته باشيد كه مي‌توانيد

-         براي خود منشور هدف بنويسيد : مخصوص، مكتوب، امضاء‌دار، داشتن مهلت زماني، در جلو ديد باشد.

-         مشتاق تغيير باشيد : هيچ گزينشي بيشتر از شوق به تغيير سبب موفقيت در تغيير نگرش نمي‌شود.

-         امروز را دريابيد پشيماني ديروز و ترس از پيشامدهاي احتمالي فردا را رها كنيد فقط يك روز را دريابيد نه ديروز نه فردا بلكه فقط امروز

-     الگوهاي فكري خود را تغيير دهيد آنچه باعث موفقيت شما تا كنون شده تضميني براي موفقيت شما درآينده نيست سطح فكري خود را توسعه دهيد.

-         عادت‌هاي نيك را در خود پرورش دهيد نگرش چيزي جز نوعي عادت فكري نيست عادات غزيزي نیستندبلكه اكتسابي هستند.

-     همواره در فكر حفظ نگرش درست باشید خواستن توانستن است. نگرش‌هاي انسان ميل  به بازگشت دارند مگر انكه مراقبت كنيد مثل كشي است كه كشيده شده است رها كنيد به حال اولش باز مي گردد.

-         انسان موفق كسي است كه شكست مي‌خورد اما خود را شكست خورده نمي‌داند.

-         موفقيت چيست؟ خيلي‌ها موفقيت را " مثل ديگران شدن " و " از قالب خود بيرون آمدن " مي‌دانند.

     اين نگرش درست نيست و راه به جايي نمي‌برد. اگر انسان تلاش كند شبيه ديگران شود در زندگاني موفق نمي‌شود بلكه به بدل غيرواقعي تبديل مي‌شودُكلاغي خو است راه رفتن كبك بياموزد راه رفتن خودش را فراموش كرد سعي كنيم خودمان باشيم استعدادهاي خود را شناسايي كنيم هيمنگونه كه هستيم موفق شويم نه مثل ديگران شويم.

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 11:4  توسط بهرام جلیل‌خانی  | 

چگونه مي‌توان تنفرها را به عشق، كينه‌ها را به محبت، يأس‌ها را به اميد، دشمني‌ها را به دوستي، زشتي‌ها را به زيبايي، ضعف‌‌ها را به قوت، شكست‌ها را به موفقيت، تلخي‌ها را به نشاط و مشكلات را به فرصت‌ها تبديل نمود؟

     بعضي‌هاي در هر فرصتي كه پيش مي‌آيد به مشكلاتش مي‌انديشند اما برخي‌ها در مشكلات به فرصت‌ها مي‌انديشند. برخي از نردبان نگرش‌هاي سازنده صعود مي‌كنند و برخي به خاطر داشتن نگرش‌هاي غلط سقوط مي‌كنند. نوع نگرش‌ها در بركشيدن يا فرو كشيدن انسان بسيار مؤثرند. براي فهم و درك بيشتر تأثير نگرش‌ها در زندگي آدمي توجه به نكات ذيل ضروري است :

1- نگرش‌ها نوع زندگي ما را مشخص و تعيين مي‌كنند

     نگرش‌ها نمايانگر توقعات ما از زندگي است. زندگي ما بي‌شباهت از هواپيما نيست اگر بيني ما رو به بالا باشد صعود مي‌كنيم و گر رو به پايين باشد خطر سقوط وجود دارد.

      در اين زمينه به داستان ذيل توجه كنيد تا اهميت نوع نگرش بيشتر مورد توجه قرار گيرد. پدربزرگ عصرها دراز مي‌كشد و چرت مي‌زند يكي روز نوه‌هاي پيرمرد براي شوخي كمي پنير بدبو لاي سبيل پدربزرگ مي‌ريزند. اندكي بعد پدربزرگ از خواب بيدار مي‌شود و با خود مي‌گويد اين اطاق چه بوي گندي دارد! به طرف آشپزخانه مي‌رود حس مي‌كند آشپزخانه هم همان بوي بد را مي‌دهد. از آشپزخانه به بيرون از خانه مي‌رود تا هواي تازه تنفس كند. اما با تعجب متوجه مي‌شود كه هواي بيرون هم ناراحت كننده است. بنابراين با لحن اعتراض آميز مي‌گويد : همه دنيا را گند گرفته! زماني كه طرز فكر ما به پنير بد بو آغشته باشد تمام دنيا بوي بد مي‌دهد.

     حقيقت يكي است اين واقعيت‌ها هستند كه متفاوت جلوه مي‌كنند. ادراك انسان‌ها تابع افكار و انديشه‌هايشان است براي تغيير زندگي منتظر تغيير ديگران و يا منتظر عوض شدن دنيا نباشيد بلكه تغيير را در خود جستجو كنيد و منتظر معجزه نباشيد بلكه خود معجزه‌گر باشيد.

     بزرگي مي‌گويد 25 سال تلاش كردم براي زندگي بهتر زنم را تغيير دهم نتوانستم 25 دقيقه فكر كردم كه خودم را تغيير دهم، وقتي كه خودم را تغيير دادم زندگي جهنمي ما زندگي بهشتي شد. آحاد جامعه ما نيازمند اين پيام الهي هستند تا باور كنند كه مي‌توان جور ديگر ديد و به گونه‌اي ديگر هم زيست.

2- نگاه و نگرش ما تكليف روابط ما را با مردم معلوم مي‌كند

     سرتاسر زندگي ما متأثر از روابط مردم است اما همچنان چگونگي ارتباط مؤثر با مردم يكي از چالش‌هاي دشوار زندگي است با برخي مردم نمي‌توان ارتباط مؤثر ايجاد كرد و بدون آنها نيز نمي‌توان كارها را پيش برد. در برقراري ارتباط با ديگران به ياد داشته باشيم كه :

-         آنچه درون وجود ما اتفاق افتاده، درون وجود هيچكس ديگر به همان صورت رخ نداده است

     گاهي طرز برخورد ما مانند آن را راننده‌اي است كه پس از تصادف از خودرو بيرون مي‌پرد و فرياد كنان به راننده مقابل مي‌گويد : شما چه مرگتان شده است؟ امروز تو پنجمين نفري هستي كه به ماشين من مي‌زنند! نگرش مثبت عامل موفقيت است افرادي پيشرفت و ترقي مي‌كنند كه نگرش سازنده داشته‌اند. پيشرفت و ترقي به اين افراد نگرش برجسته نمي‌دهد بلكه نگرش برجسته است كه سبب موفقيت آنها مي‌شود.

     زندگي ما عكس‌العمل‌هايي از عمل ما است. يك انديشه زيبا و مثبت، يك بهشت را در زندگي مي‌سازد و يك انديشه غلط و منفي جهنمي را در دنياي انسان خلق مي‌كند. انسان‌ها هر آنچه را بيانديشند خلق مي‌كنند. فرق يك انسان موفق با يك انسان شكست خورده در نظام تفكر و انديشه آنها نهفته است. فقر نتيجه فكر فقيرانه يك انسان است و ثروت حاصل فكر ثروت جويانه يك انسان ديگر، انسان‌ها همان هستند كه مي‌انديشيدند.

3- تنها فرق بين موفقيت و شكست، نوع نگاه است :

     شما در هر كاري اگر فكر كنيد كه موفق مي‌شويد يا فكر كنيد كه شكست مي‌خوريد، در هر دو صورت درست فكر كرده‌ايد. اگر فكر كنيد كه موفق خواهيد شد، اين انديشه مثبت به عنوان موتور محركه شما را به حركتي و عملي وا مي‌دارد كه آن حركت و عمل، شما را به موفقيت مي‌رساند و اگر از قبل فكر كنيد كه شكست خواهيد خورد، نوع رفتار و عملتان به گونه‌اي شما را به شكست رهنمون خواهد شد.

     افرادي كه دائماً روي بدبختي‌ها، ناراحتي‌ها و مشكلات زندگي متمركز مي‌شوند، زندگيشان به شكست مي‌انجامد و آنهايي كه مرتباً به زيبائي‌ها، شادي‌ها و موفقيت‌هاي زندگي متمركز مي‌شوند، به موفقيت نيز مي‌رسند. به همين خاطر گفته مي‌شود از تمركزهاي خود مراقبت كنيد، به عنوان مثال تمركز به روي يك منظره زيبا در انسان روحيه بالاو فكر مثبت ايجاد مي‌كند و تمركز روي منظره زشت و دلخراش انشان را مأيوس و فكر منفي توليد مي‌كند.

     نوع پرسش‌هايي كه ما از خود مي‌كنيم كيفيت زندگي ما را رقم مي‌زند ممكن است سئوال بدينگونه باشد : چرا من خوشبخت هستم؟ يا چرا من بدبخت هستم؟ فرق اين دو سئوال فاصله بين خوشبختي و بدبختي است به نظر شما اين دو سئوال چه تأثيري در زندگي ما دارند؟

ارتباط بين دو انسان ارتباط بين دو دل است، بر هر دلي يك قفل رمزداري است كه هنر انسان‌ها در پيدا كردن رمز آن قفل‌ها است، تا بتوانند خانه دل انسان‌ها را بگشايند. البته در ارتباطات هدف فقط گشودن قفل خانه دل نيست بلكه بايد توانايي اين را داشت پس از گشودن بتوان در آن نقشي زيبايي نيز به تصوير كشيد.

4- نگرش اوليه در انجام هر كاري بسيار مهمتر است:

     وجود نگرش درست در شروع هر كار و فعاليتي ضامن موفقيت و نتيجه كار است. سرنوشت و نتيجه بسياري از كارها پيش از شروع معلوم مي‌شوند. حكايت ذيل بيانگر نوع نگرش اوليه در فروشنده است.

     دو فروشنده مأمور مي‌شوند به جزيره‌اي رفته و در آنجا كفش بفروشند فروشنده اول به محض ورود به جزيره يكه خورد، زيرامتوجه شد كه اهالي آن جزيره كفش ندارند و لذا بي درنگ تلگرافي به شركت سازنده كفش فرستاد و پيغام داد ما فردا بر مي‌گرديم در اينجا هيچ كس كفش نمي‌پوشد.

     فروشنده دوم با ديدن همان صحنه ذوق زده شد و بي‌درنگ به شركت تلگراف فرستاد و در آن تقاضا كرد فوراً 10.000 حفت كفش براي من بفرستيد زيرا همه افراد اين جزيره كفش لازم دارند.

5- نگرش‌ها مي‌توانند گرفتاري و مشكلات را به خير و رحمت مبدل سازند:

     فرصت و مانع با هم چه فرقي دارند؟ فرق آنها در ديد ما است هر فرصتي مشكلي دارد و هر مشكلي فرصتي اصولاً انسان‌ها دو گونه هستند برخي از انسان‌ها اصولاً مثبت‌اند و اميدوار، چهره‌اي گشاده و متبسم دارند و از لحظه، لحظه زندگي لذت مي برند. در هر پيش آمدي به فرصت‌هاي آن مي‌انديشند و هر گونه موانع و مشكلات پيش‌آمدها آنها را تسليم خود نمي‌كند و اعتقاد دارند آينده بهتر از گذشته خواهد بود. از مشكلات به دليل اينكه فرصت‌هايي در اندرون دارند استقبال مي‌كنند و اعتقاد دارند فقط در گورستان، امنيت فراوان است، در بدر به دنبال حادثه و فرصت هستند.

     نوع دوم انسان‌ها بر خلاف دسته اول منفي‌نگر هستند مرتباً به نارسائي‌ها و كمبودها خود تمركز دارند همواره فكر و خيال منفي در سر دارند. چنين افرادي روحيه افسرده و غمگين دارند و چهره آنها همواره عبوس و گرفته است و از لحظه، لحظه زندگي رنج مي‌برند اينگونه افراد پنجره فرصت‌ها را بسته و از پشت پنجره نظاره‌گر رخدادهاي بد هستندو از ترس اينكه ممكن است در دل هر فرصتي مشكل باشد فرصت‌ها را يكي پس از ديگري از دست مي‌دهند. طرح سئوال اين است كه چگونه انسان‌هاي نوع دوم را به نوع اول تبديل كرد؟ براي پرواز در آسمان زندگي به دو بال نياز است :
1 – بال روحيه ، 2 – بال باور با ايجاد باورهاي درست و روحيه عالي مي‌توان مثل عقاب بلند پرواز شد باورهاي غلط و روحيه ضعيف فقط مي‌توان  مثل جغد در خرابه‌ها پرواز نمود.

6- نگرش ما مي‌تواند آينده‌هاي بسيار نويد بخش براي ما به ارمغان بياورد:

     نگرش‌هاي ما آينده را مي‌سازند، نگرش‌هاي خوب و زيبا آينده خوب و نگرش‌هاي منفي آينده‌اي بد را مي‌آفرينند در نبرد داود وجالوت، سربازان وقتي جالوت را مي‌ديدند وحشت زده با خود مي‌گفتند اين هيولا انقدر بزرگ است كه نمي‌توان او را كشت " اما داود همين غول را ديد و گفت : " ضربه‌هاي من حرام نمي‌شوند چون به هر جا بزنم به بدن او مي‌خورد.

     از فرنك لويد رايت معمار بزرگ و نام‌دار در سن 83 سالگي پرسيدند از ميان كارهاي بزرگي كه كرده‌اي كدام را بيشتر مي‌پسندي، او پاسخ داد كار بعدي را !

     نقل مي‌كنند از يك راننده تريلي 18 چرخ كه همواره در مسافرت و رانندگي هستي، چه مي‌كني كه خسته نمي‌شوي؟ در پاسخ گفت بعضي راننده‌ها صبح‌ها « سركار مي‌روند، ولي من از اين شهر به آن شهر ماشين سواري مي‌كنم ».

     آينده‌اي وجود ندارد بلكه آينده را مي‌سازند. انسان‌هايي كه نگرش‌هاي مثبت دارند آينده‌اي پر از موفقيت خواهند داشت زيرا باورهاي خوب، انديشه‌هاي زيبا در نتيجه تلاش‌هاي مؤثر خواهند داشت آنهايي كه نگرش‌هاي منفي، باورهاي غلط، انديشه‌هاي نادرست دارند آينده آنها را هر طور خواست مي‌سازد.

    

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 8:2  توسط بهرام جلیل‌خانی  | 

 

فيل‌بانان تنها با درك يك نكته و به شيوه‌اي بسيار ساده، فيل‌هاي عظيم‌الجثه را كنترل مي‌كنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمي به تنة درختي مي‌بندند. بچه فيل، هرچه تقلا مي‌كند، نمي‌تواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت مي‌كند كه تنة درخت از او نيرومند‌تر است.

هنگامي كه بچه فيل بزرگ مي‌شود و قدرت شگرفتي مي‌يابد، تنها كافي است ريسماني نازك به دور پاي فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشي براي آزاد كردن خودش نمي‌كند.

همچون فيل‌ها، پاهاي ما نيز اغلب اسير باورهاي شكننده‌اند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كرده‌ايم، شهامت مبارزه را نداريم.

بي‌آن كه بدانيم كه تنها يك عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به موفقيت كافي است . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:53  توسط بهرام جلیل‌خانی  | 

     آيا مي‌دانيد كه شركت تويوتا در ژاپن حق استفاده از 3 كلمه غيرممكن، بهترين و هرگز را براي مديران و كاركنان خود ممنوع كرده است؟ و به جاي آنها از واژه‌هاي من نمي‌توانم، بهتر و شايد وقتي ديگر استفاده مي‌شود.

     در فرهنگ ما نيز كم نيستند ضرب‌المثل‌هايي كه بايد همچون علف هرز از باغچه فرهنگمان وجين شوند، به‌يادداشته باشيم زحمت كاشتن يك گل سرخ كمتر از زحمت برداشتن علف هرز نيست، اگر گلي نكاريم و علف هرز را از بين نبريم باغچه فرهنگ ما پويا، باطروات و معطر نخواهد شد.

     فرهنگي پويا خواهد بود كه همواره خانه تكاني داشته باشد يعني اينكه انديشه‌هاي منجمد و باورهاي زنگ زده را از خود بيرون كند و باورهاي درست و انديشه‌هاي جديد را جايگزين نمايد.

 

نمونه ضرب‌المثل‌هايي كه بايد مثل علف هرز بيرون كشيده و دور ريخته شود عبارتند از:

 

خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو

با يك گل بهار نمي شود

يك دست صدا ندارد

چو فردا شود فكر فردا كنيم

هر آنكس كه دندان دهد، نان دهد

ترك عادت موجب مرض است

هر كسي را بهر كاري ساختند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت 15:10  توسط بهرام جلیل‌خانی  |