دوركاري

در دنياي مديريت مثل همه زمينه هاي ديگر روش‌ها و تكنيك‌هاي جديدي به منظور ارتقاي ابعاد مختلف  

 سازمان‌ها ابداع مي‌گردد. سازمان‌ها نيز به تبع شرايط محيطي و وضعيت داخلي خود، نسبت به انتخاب

 و به‌كارگيري اين تكنيك‌ها و روش‌ها مبادرت مي‌ورزند. سازمان‌هاي دولتي ايران نيز از اين امر مستثني

نيستند. و با ابلاغ بخشنامه دور كاري سازمانهاي دولتي مكلف به اجراي آن شده اند.

كار از راه دور به شيوه‏اي از انجام كار گفته مي‏شود كه فرد شاغل به‏جاي كار در سازمان، در خانه يا محل

 كار ثانويه خود به ارائه خدمات به سازمان مي‌پردازد.دوركاري نيز مثل هر طرح ديگري داراي مزايا و معايبي

 است كه  در زير به آن اشاره مي كنيم.

كارمند دوركار: آن دسته از كارمندان دولت(اعم از رسمي و پيماني وقرارداد كارمعين خاص دوركاري) كه در

 راستاي طرح دوركاري و در چارچوب ضوابط تعيين شده به انجام فعاليت مي پردازند

برخي از مزاياي دوركاري:

کاهش هزينه هاي مربوط به رفت وآمد كاركنان

کاهش مشکلات مرتبط با کنترل حضور و غياب کارکنان

توجه به نتيجه کار و نه به ساعات حضور فرد

بهبود شرايط کار، افزايش رضايت شغلي و بهره وري کارکنان

افزايش استقلال شغلي کارکنان

صرفه جويي در هزينه‌هاي مختلف زماني و مالي کارکنان

کاهش فشارهاي روحي ناشي از محيط کار و تعاملات اجتماعي روزمره

 كاهش نياز به فضاي اداري

افزايش زمان آزاد کارکنان,ارتباطات خانوادگي و بهبود شرايط خانواده

كمك به تحقق استانداردهاي زيست محيطي

کاهش ترافيک و مصرف انرژي

استفاده از مراكز دوركاري در نزديكي محل زندگي (اين مراكز از نظر فناوري اطلاعاتي جايگزين مناسبي

براي دفتر محل كار مي‌باشند.)

بكارگيري فناوري هاي نوين

معايب دوركاري:

نياز به سرمايه گذاري براي ايجاد فضاي کاري در خانه

ضرورت  توانايي استفاده از رايانه

کاهش ارتباطات شغلي و تعاملات اجتماعي

نياز به پشتوانه قانوني مناسب

نياز به امنيت اطلاعات و مقابله با تهديدات شبکه‌اي

نياز به شبکه‌هاي کامپيوتري، سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي پشيباني

ادامه نوشته

مدیریت امام حسین (ع)به مناسبت ايام محرم

امام حسین (ع) شخصیتی است که در دوران خود با یک بحران شدیدی چون بحران انحرافات اعتقادی و عملی مواجه بود. آن حضرت برای حل این معضلات راه هایی چون گفت و گو و تذکر را بکار گرفت و آخرین راهکاری را که ایشان به عنوان یک وظیفه مورد توجه قرار داد فدا کردن جان خویش در راه رسیدن به حق و حقیقت بود. این مدیریت یک مدیریت استثنایی است. بسیاری از افراد تا آنجا می توانند در مدیریت موفق باشند که به خودشان آسیب نرسد اما امام حسین (ع) وقتی می خواهد اسلام را احیا کند، در این مسیر تمام هستی خود را فدا می کند. این نکته ای است که معمولا در مدیریت مادی نمونه و مشابهی ندارد. مدیریت جامعی که با گفت و گو، صحبت و نصیحت آغاز می شود مدیریتی استثنایی و فوق العاده است به طوری که می بینیم حضرت بارها یزیدیان را مورد خطاب قرار دادند و می خواستند آنها را به نحوی به دامن اسلام بازگردانند. به طور مثال امام حسین (ع) حر بن یزید را که در جبهه مخالف بود مورد خطاب قرار می دهد یعنی آن حضرت از هر فرصتی استفاده می کند تا افراد را از گمراهی به سوی نور و سعادت راهنمایی کند؛ این شاهکار امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. اما تنها به این نصیحت و پند و اندرز اکتفا نکردند و در این مسیر آنقدر به پیش رفتند تا با نثار خون خود و انفجاری از نور، آگاهی و بیداری را در همیشه تاریخ ایجاد کند و بر دل ظلمت ها و تاریکی ها بتازد.

 نکته دیگری که در مدیریت امام حسین (ع) می تواند قابل توجه باشد. این است که آن حضرت در این حادثه هم عبادت و طاعت را به میدان می آورند هم عرفان و اخلاق را به نمایش می گذارند، هم شجاعت و ایثار را عرضه می کنند و هم در همه ابعاد مردانگی و مروت را رعایت می کنند که این همه اضداد در کنار هم در هیچ حماسه تاریخی دیده نشده است. ما می بینیم وقتی شب تاسوعا حضرت خطاب به دشمنان می فرمایند یک شب نبرد را به تأخیر بیندازند تا به نماز، دعا و استغفار بپردازند نشان می دهد که مبارزه آن حضرت در مسیر عبودیت و بندگی خداست. اگر این عبودیت نبود مبارزه آن حضرت در نزد خدا و بندگان شایسته او ارزش و اعتباری نداشت. همچنین با این بیان نماز آن حضرت در ظهر عاشورا تفسیر می شود. آن حضرت نمازی را اقامه می کنند که از یک سو در اول وقت است و از سوی دیگر در میان میدان و آشکاراست و از جانب دیگر به جماعت است؛ این همه نشان دهنده آن است که هدف متعالی امام حسین (ع) در این قیام چیزی جز اثبات عبودیت و بندگی پروردگار نیست. لیکن مدیریت کلان و جهانی، مدیریتی است که بتواند به همه ابعاد توجه کند و انسان، یک بعدی در این عرصه پیش نرود و بتواند تمام زوایا را با همان دقتی که امام حسین (ع) در کار خود مراعات می کردند، رعایت کند. امروزه گروهی در عرصه مدیریتی از شجاعت بسیاری برخوردارند اما عاطفه ندارند و بسیاری هم هستند که اهل محبت هستند اما صلابت لازم را ندارند و برخی نیز هیچ یک از این ویژگی ها را ندارند و افرادی خنثی و بی اثر هستند اما امام حسین (ع) تمام این ویژگی های مثبت را در خود جمع کرده و یک نمایشگاه تمام عیار از شخصیت انسان کامل را عرضه کرده است. بزرگترین درسی که حادثه کربلا به ما می آموزد ایمان به غیب است. امام حسین (ع) در همه مراحل حرکت از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا همواره توجه به مبدأ و معاد دارند. اعتقاد راسخ به اینکه خداوند مالک مطلق است و اعتقاد و باور جدی به اینکه معاد حقیقت دارد و ما روزی در پیشگاه خداوند حاضر خواهیم شد. با این اعتقاد عمیق و همه جانبه است که امام حسین (ع) حرکت خود را آغاز می کند و انقلابی عظیم می آفریند. به همین دلیل هر انقلابی اگر در دنیا بخواهد به این شکوه و عظمت برسد باید رهبران آن به مبدأ و معاد ایمان و اعتقاد داشته باشند.     از مهدی یاراحمدی خراسانی

دوره ها و شيوه هاي عزاداري:(به مناسبت ايام محرم)

عبدالرزاق حائري اصفهاني در سال 1375 ق. کتابي به نام «رساله مواکب حسينيه» نوشته است و در آن عزاداري را به پنج دوره تقسيم كرده است؛

دوره اول، مربوط به زمان امامان معصوم است. در اين دوره، عزاداري به صورت محدود و در حال تقيه انجام مي‌شد و چنين نبود که حکومت‌هاي اموي جلسات عزاداري را تحمل بکنند.

 دوره دوم، دوره خلفاي عباسي است. در اين دوره عزاداري بدون تقيه انجام مي‌شد. در اين دوره‌ها، عزاداري به صورت گريه، مرثيه‌خواني و تشکيل جلسات عزاداري صورت مي‌گرفت.

دوره سوم، در قرن چهارم و در زمان حکومت آل بويه بود که انواع گوناگون عزاداري انجام مي‌شد. در اين دوره، سينه‌زني و دسته‌هاي عزاداري در خيابان‌ها و کوچه و بازار، به وجود آمد و سابقاٌ دسته‌هاي سينه‌زني و حرکت در خيابان‌ها نبود. در اين دوره، در مراسم عزاداري، بازار تعطيل مي‌شد.

دوره چهارم، دوره صفويان است. در اين دوره، علاوه بر مراسم سابق، شبيه‌خواني هم جزو برنامه‌هاي عزاداري شد.

دوره پنجم، مربوط به قرن سيزدهم هجري قمري است و در اين دوره، علاوه بر همه آن مراسم قبلي، زنجيرزني و قمه‌زني هم جزو مراسم عزاداري شد.

پيدايش رسم قمه زني:

قمه‌زني در قرن سيزدهم هجري قمري، رسم شده است و در همين کتاب آمده است که قمه‌زني حدود صد سال پيش رسم شده است. بنابراين، قمه‌زني در سال 1275 ق. پيدا شده است و اکنون، سال 1429 ق. است و اگر 1275 را از 1429 کم کنيم، 154 سال مي‌شود؛ پس 154 سال پيش اين رسم پيدا شده است. در صفحه 34 كتاب فوق به آن اشاره شده و درباره فلسفه قمه‌زني آمده است:

"اگر عده‌اي کفن‌پوش، صف بکشند و با شعارهاي حسيني حرکت بکنند و با خنجر، کمي زخم سطحي در جلو سر ايجاد کنند، تا چند قطره خون روي اين کفن سفيد بريزد، اين صحنه، تأثير رواني خوبي بر عزاداران مي‌گذارد و اين تأثير، آن‌چنان عميق خواهد بود که تا آخر عمر هم فراموش نمي‌شود".

در کتاب «تاريخ النياحه»، نوشته سيد صالح شهرستاني که به زبان عربي است، درباره قفل زدن، چنين آمده است: «به نوشته احمد کسروي، قفل زدن در عصر صفويه آغاز شده است. در اين کتاب، به نقل از کسروي، آمده است: زخم زدن بر سر هم در عصر صفويه پيدا شده است».

بنابراين، در تاريخچه پيدايش قمه‌زني، دو نظر ديده مي‌‌شود؛ يکي اين که در عهد صفويه بوده و دوم اين که در قرن سيزدهم و در زمان شيخ انصاري بوده است.

نظر شرع در زمينه قمه زني:

ادامه نوشته