آراء وحدت رویه دیوان عدالت اداری براساس تاریخ دادنامه یا رای

  آراء از سال 1361 تا آخر 1365 (50)

  آراء از سال 1366 تا آخر 1370 (62)

  آراء از سال 1371 تا آخر 1375 (0)

  آراء از سال 1376 تا آخر 1380 (0)

  آراء از سال 1386 تا آخر 1390 (67)

قوانین

پيش نويس لايحه برنامه پنجم توسعه كشور

قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت مصوب 13/6/1370 مجلس شوراي اسلامي

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به همراه چند كشور ديگر

قوانين بودجه سالهاي 84 تا 89 به همراه ضوابط اجرايي بودجه

قانون تفريغ بودجه سالهاي پس از انقلاب

سياستهاى كلى برنامه پنـجم توسعه اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى

قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت

قانون بودجه سال 1389 كل كشور(ضميمه ابلاغ قانون بودجه)

قانون مديريت خدمات كشوري به همراه جدول امتيازات فصل دهم قانون

ویژگی تخصصي مدیران در نهج‌البلاغه

الف) معيارهاي تخصصي: اين دسته از معيارها، براي انجام موفقيت‌آميز شغل لازم است. اين معيارها معمولاً بين مديريت اسلامي و مديريت غربي مشترک است. معيارهايي نظير تحصيلات، تجربه، سابقه كاري،...

ب) معيارهاي ارزشي: اين دسته از معيارها شامل مجموعه‌اي از رفتارهاي قابل قبول جوامع انساني مي‌باشد كه در اكثر جوامع ممكن است قابل قبول باشد و به نام ارزش‌هاي جهاني نيز شناخته مي‌شوند. مانند رعايت حقوق ديگران، گشاده‌رويي و ....

ج) معيارهاي مکتبي: معيارهاي مکتبي ريشه در مکتب اسلام و مديريت اسلامي دارد. جايگاه و مفهوم انسان در دو مكتب الهي و مادي، معيارها و ملاك‌هاي انتخاب افراد در مناصب و مديريت‌ها را نيز شکل مي‌دهد به طوري كه در مكتب تيلوريسم به انسان به عنوان (گوريل باهوش) و در مكتب اسلامي به عنوان (خليفه اﷲ) نگريسته مي‌شود. در مديريت اسلامي هدف صرف توليد نيست و غايت، تعالي انسان مي‌باشد. همان تفاوت‌هايي كه بين مديريت اسلامي و مديريت علمي وجود دارد، به تفاوت‌هايي در معيارهاي انتخاب و انتصاب افراد منجر مي‌شود لذا در اسلام معيارهاي ارزشي و مکتبي اهميت و گستردگي فراواني پيدا مي‌كند.

1- خصوصيات و معيارهاي تخصصي

1-1- علم و دانش

در احاديث اسلامي همواره تأكيد شده است كه در انتخاب افراد به صلاحيت علمي و توانايي آنها دقت و توجه بيشتري شود و هرگز كساني را كه از نظر علمي ضعيفند و آگاهيهاي لازم را ندارند بر كاري نگمارند زيرا كه چنين كاري بزرگترين خيانت به جامعه اسلامي است. حضرت علي(ع) در نهج‌البلاغه، خطبه 172 مي‌فرمايند: «اي مردم همانا سزاوارترين مردم به اين امر (خلافت و زمامداري) كسي است كه تواناترين آنها بر اجراي امور و داناترين به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد» (خسروي، 1378، صص 39-40).

1-2- تجربه كاري

يكي از مؤثرترين عوامل موفقيت كارگزار و مدير در تشكيلات و سازمان، تجربه و سابقه كاري وي مي‌باشد. مدير و مسئول باتجربه، بسياري از نابساماني‌هاي سازمان خود را سامان مي‌دهد و بالعكس مدير و مسئول بي‌تجربه و بدون سابقه، تشكيلات سازمان يافته را متلاشي و پراكنده خواهد نمود. امام علي(ع) در نامه به مالك اشتر مي‌فرمايد: «افراد با تجربه را به عنوان كارگزار انتخاب نما» (قوچاني، 1374، ص82).

1-3- حسن تدبير

حسن تدبير معياري ضروري براي زمامداران و مديران مي‌باشد. هيچ مديريتي نمي‌تواند بدون تدبير درست راه به جايي ببرد و هر جا كه نابساماني و تباهي مشاهده مي‌شود بايد در جستجوي نوعي بي‌تدبيري در آنجا برآمد و اساساً از مهمترين عوامل فروپاشي سازمان‌ها و دولت‌ها سوءتدبير است. به بيان اميرالمومنين(ع): «چهار چيز دليل برگشت (روزگار و اوضاع و احوال دولت‌ها و حكومت‌هاست)، بدي تدبير و زشتي تبذير و كمي عبرت گرفتن و بسياري مغرور شدن» (غررالحكم). همچنين آن حضرت فرموده‌اند: «صلاح و سازمان زندگي تدبير است» (دلشاد تهراني، 1377، صص 255-256).

1-4- سعه صدر

از ويژگي‌هاي مهم مسئولان و مديران سعة‌صدر است، ‌كسي داراي سعه صدر است كه از گشادگي روح و همتي عالي و انديشه‌اي بلند برخوردار باشد. سعة صدر موجب دورانديشي و واقع‌نگري مسئولان و مديران مي‌شود و اگر دولتمردان فاقد اين خصلت باشند از عهدة بسياري از مشكلات و نارسايي‌ها برنخواهند آمد. يك مدير اسلامي بايد بداند كه در مصدر امور با فراز و نشيب‌هاي گوناگوني مواجه بوده و براي دستيابي به اهداف تشكيلات، سختي‌هاي فراوان در پيش دارد و اگر حوصله، بردباري و بلندهمتي را سلاح خود نسازد در اثر فشارهاي جانبي و پيشامدهاي ناگوار حركات غيرمترقبه‌اي از خود نشان مي‌دهد كه بعضاً اعتبار مديريت و مسئوليت او را زير سئوال مي‌برد. سعة‌صدر آنقدر مهم است كه حضرت علي(ع) آن را ابزار حكومت مي‌دانند: ﴿آله الرئاسه سِعَهُ الصَدر﴾ (احمدخاني، 1379، صص 127-132).

1-5- شايستگي و كفايت

در آئين اسلام مسند مديريت شايسته كسي است كه قدرت استفاده از ايمان و تخصص را در مقام اجرا داشته باشد. اميرالمؤمنين در نامه به مالك اشتر، يكي از شرايط واگذاري مسئوليت‌ها را «كفايت» مي‌داند و مي‌فرمايد:

«اي مالك در به كارگيري كارمندان و كارگزاراني كه بايد زير نظر تو كار كنند هيچ‌گونه واسطه و شفاعتي را نپذير مگر شفاعت «كفايت» و امانت را» (خسروي، 1378، صص 41-42).

1-6- نظم و انضباط

نظم،‌ برنامه‌ريزي و زمان‌بندي يكي از عوامل مؤثر در موفقيت مدير است، چرا كه مدير سازمان از سويي كارها و وظايف متعددي برعهده دارد و از سوي ديگر وقت او محدود است. امام علي(ع) در بخشي از عهدنامه خود به مالك اشتر مي‌فرمايد: «كار هر روز را همان روز انجام بده، زيرا هر روز كاري مخصوص به خود دارد» (خدمتي، 1381، ص 33). همچنين آن حضرت در وصيت خود قبل از شهادتشان مي‌فرمايند: «سفارش مي‌كنم شما را به تقوي و نظم در امور».

1-7- حسن سابقه

امام علي(ع) سوابق كاري افراد را در گزينش مديران دقيقاً مورد توجه قرار مي‌داد. همچنين آن حضرت، كساني را كه قبلاً در حكومت ظلم و طاغوت داراي منصبي بوده‌اند و در گناهكاري شريك بوده‌اند، جهت تصدي جايگاه‌هاي مديريتي شايسته نمي‌دانند و در نامه 53 به مالك اشتر فرموده‌اند:

«بدترين وزيران تو كساني‌اند كه وزيران واليان بدكار پيش از تو بوده‌اند و با آنان در گناهان همكاري كرده‌اند مبادا اينان صاحبان اسرار تو باشند زيرا كه ياران گنهكاران و برادران ستمكارانند،‌ تو مي‌تواني به جاي آنان بهتر از آنها را بيابي، كساني كه نظريات و نفوذ آنها را دارند ولي وزر و وبال آنها را ندارند و با ستمكاران و گنهكاران همكاري نكرده‌اند. اين مردان پاكدامن هزينه كمتري بر تو تحميل مي‌كنند و نسبت به تو مهربان‌ترند و با بيگانه كم الفت‌ترند، آنها را مخصوصان جلسه‌هاي سري و انجمن‌هاي علني خود قرار ده».

1-8- داشتن پشتكار و دوري از تنبلي

سستي در انجام دادن امور موجب زير پا گذاشتن حق و عدم اجراي به موقع كارها و تضييع حقوق مردمان است. كندي در كارها فرصت‌هاي خير و غير قابل بازگشت را از بين مي‌برد و به هيچ وجه نبايد در گردش امور سستي و كندي و كاهلي راه يابد و اين امر بايد با دقت‌هاي لازم عجين و همراه شود. اميرالمومنين علي(ع) چنين سفارش كرده‌اند: «در كارهاي خود بر افراد سست و تنبل تكيه مكن» (دلشاد تهراني، 1377، ص 372-375).

1-9- تند ذهني و داشتن حافظه قوي

مدير و مسئول بايد داراي حافظه قوي و ذهني توانمند باشد تا پرداختن به يك مسئله او را از ساير  مسائل غافل نكند و پيچيدگي و حجم كارها، او را به فراموشي و اشتباه نياندازد. حضرت علي ( ع) در نامه به مالك اشتر چنين فرموده است: «كسي را برگزين كه در رساندن نامه كارگزارانت به تو يا رساندن پاسخ‌هاي تو به آنان كوتاهي نكند و در آنچه براي تو مي‌ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مي‌دهد، فراموشكار نباشد».

ادامه نوشته

نگرش مثبت

امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند؛ مثلاً وقتی به ما می گویند خسته نباشید در اصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (روی خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نیروی مثبت و سازنده به افراد هدیه می دهیم.مثال:

به جای "پدرم درآمد"؛ بگوییم: خیلی راحت نبود

به جای "خسته نباشید"؛ بگوییم: خدا قوت

به جای "دستت درد نكنه"؛ بگوییم:ممنون از محبتت- سلامت باشی

به جای "ببخشید مزاحمتون شدم"؛ بگوییم: ما خودمان مراحميم. از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم

به جای "لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد"؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمي ریزد

به جای "گرفتارم"؛ بگوییم:  كارمندم .‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای "دروغ نگو"؛ بگوییم: راست می گی؟ راستی؟

نگرش مثبت

به جای "خدا بد نده"؛ بگوییم: خدا سلامتی بده

به جای "قابل نداره"؛ بگوییم: هدیه برای شما

به جای "شكست خورده"؛ بگوییم: با تجربه

به جای "مگه مشكل داری"؛ بگوییم: مگه مسئله ای داری؟

به جای "فقیر هستم"؛‌ بگوییم: ثروت كمی دارم

به جای "بد نیستم"؛ بگوییم:‌ خوب هستم

به جای "به درد من نمی خورد"؛ بگوییم: مناسب من نیست

به جای "مشكل دارم"؛ بگوییم: مسئله دارم

به جای "جانم به لبم رسید"؛ بگوییم: خیلی راحت نبود

به جای "فراموش نكنی"؛ بگوییم: یادت باشه

به جای "داد نزن"؛ بگوییم: آرام باش

به جای "من مریض و غمگین نیستم"؛‌ بگوییم: ‌من سالم و با نشاط هستم

به جای "غم آخرت باشد"؛ بگوییم: شما را در شادی ها ببینم

مديريت عمر

در رابطه با مديريت زمان مطالب زيادي خوانده يا نوشته بودم ولي مديريت عمر بحثي است كه از استاد گرامي جناب آقاي دكتر روستا آموختم و چون بحث مهمي است خدمت دوستان ارائه مي نمايم .

چه بسیار به ما آموختند مدیریت سازمان، بنگاه، کسب‌وکار و بازار کدامند اما، کم‌تر به ما یاد دادند مدیریت عمر چگونه است؟ چه بسیار به ما آموختند «تامین، تولید، توزیع و فروش» را چگونه اداره کنیم اما، کم‌تر به ما یاد دادند « عمرمان» را چگونه اداره کنیم. چه بسیار به ما آموختند تکنیک‌ها و مهارت‌های لازم برای مدیریت بازرگانی، صنعتی و دولتی کدامند اما، کم‌تر به ما یاد دادند تکنیک‌ها و مهارت‌های مورد نیاز مدیریت عمر کدامند؟ چه بسیار به ما آموختند بایدها و نبایدهای مدیریت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و استراتژیک کدامند اما، کم‌تر به ما یاد دادند بایدها و نبایدهای مدیریت عمرمان کدامند؟ چه بسیار به ما آموختند الزامات و اقدامات مدیریت «ارتباط با دیگران» از جمله اعضای خانواده، همکاران، دوستان، رقبا و ذینفعان کدامند اما، کم‌تر به ما یاد دادند پیش‌نیازها و گام‌های «ارتباط با خودمان» چیستند؟ چه بسیار به ما آموختند به هزینه-‌فایده بسیاری از پدیده‌ها حساس شویم و آن‌ها را به درستی تحلیل کنیم اما کم‌تر به ما یاد دادند هزینه-‌فایده عمر را از مهم‌ترین تحلیل‌ها بدانیم و به آن بپردازیم. چه بسیار به ما آموختند «کارایی، بازدهی و بهره‌وری» در شرکت‌ها و نهادهای گوناگون را چگونه بهبود بخشیم اما، کم‌تر به ما یاد دادند چگونه بهره‌وری عمرمان را افزایش دهیم. چه بسیار به ما آموختند ویژگی‌های چرخه عمر یک محصول و سازمان کدامند و وظایف ما در هر یک از مراحل چرخه عمر آن‌ها چیست اما، کم‌تر به ما یاد دادند چرخه «عمر ما» چگونه است و وظایف و مسئولیت‌های ما در هر دوره و مرحله این چرخه کدامند؟

و سرانجام این‌که انواع مدیریت‌ها را برای انواع پدیده‌ها به ما آموختند و ما را با هزاران کتاب و مقاله و تحقیقات و مطالعات مدیریتی آشنا و آگاه کردند اما کم‌تر به ما یاد دادند «مدیریت عمر» چیست و کم‌تر کتاب و تحقیقی در این زمینه به ما معرفی کردند.

«مدیریت عمر» اساسی‌ترین، گمنام‌ترین و حساس‌ترین نوع مدیریت است که چنان‌چه به درستی شناخته شود و اصول و امور آن به‌خوبی رعایت شود، سایر مدیریت‌های زندگی بسیار ساده‌تر، راحت‌تر و بهتر انجام خواهند شد. زیرا عمر منبعی است ویژه با ویژگی‌های محدودکننده که مدیریت ویژه‌ای را می‌طلبد. 

گستردگی موضوع به‌گونه‌ای است که شرح همه موارد مربوط به مدیریت عمر در مقاله‌ای نگنجد. در این مقاله با توجه به اهمیت مطالب، ابتدا مفاهیم و واژگان کلیدی مدیریت عمر تعریف، سپس ویژگی‌های هفت‌گانه عمر برشمرده شده و در نهایت، انواع مدیریت‌های مرتبط با مدیریت عمر تشریح می‌شود. 

عمر چیست؟ عمر، مدت زمان حیات هر کس از تولد تا مرگ است که معرف «زنده بودن» اوست.   

چرخه عمر انسان چیست؟ چرخه عمر انسان عبارت است از دوره‌های گوناگون حیات هر کس که شامل نوزادی، کودکی، خردسالی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، بزرگسالی وکهنسالی است.    

مدیریت عمر چیست؟  مدیریت عمر چگونگی گذراندن عمر در هر یک از مراحل چرخه عمر است که معرف «زندگی» است. مدیریت عمر، چگونگی استفاده از منبع ارزشمند عمر برای دستیابی به اهداف گوناگون است. 

 ویژگی‌های هفت‌گانه «عمر» عمر منبعی است ارزشمند با ویژگی‌های هفت‌گانه‌ای که آگاهی و شناخت هر یک از آن‌ها نقش مهمی در مدیریت عمر دارند و عبارتند از:

۱.محدودبودن. عمر منبعی است محدود که میانگین آن هفتاد تا 75 سال است و به‌ندرت حدود صد سال یا بیش از آن می‌شود.با توجه به محدودبودن عمر و محدودتربودن زمان برای انجام انواع امور و فعالیت‌ها در طول عمر، حساس‌شدن به این منبع محدود و چگونگی استفاده از آن بسیار مهم است. استفاده درست و بهینه، به‌جا، به‌موقع و به‌اندازه از عمر برای دستیابی به اهداف گوناگون نیازمند مدیریت هوشمندانهاست.

ادامه نوشته