خدا راشكر مي كنم...
خدا راشكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.
خدا راشكر كه لباس هايم كمي برايم تنگ شده اند.اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
خدا راشكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم. اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
خدا راشكر كه بايد زمينرا بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني خانه اي دارم.
خدا راشكر كه سر و صداي همسايه ها را مي شنوم.اين يعني مي توانم بشنوم.
خدا راشكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباسي براي پوشيدن دارم.
خدا راشكر كه هر روزصبح زود بايد با زنگ ساهت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
خدا راشكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني به يادم مي آوردكه اغلب اوقات سالم هستم.
خدا راشكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند.اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم براي شان هديه بخرم. برگرفته ازکتاب مشکلات راشکلات کنید
بهرام جلیلخانی