الف) معيارهاي تخصصي: اين دسته از معيارها، براي انجام موفقيت‌آميز شغل لازم است. اين معيارها معمولاً بين مديريت اسلامي و مديريت غربي مشترک است. معيارهايي نظير تحصيلات، تجربه، سابقه كاري،...

ب) معيارهاي ارزشي: اين دسته از معيارها شامل مجموعه‌اي از رفتارهاي قابل قبول جوامع انساني مي‌باشد كه در اكثر جوامع ممكن است قابل قبول باشد و به نام ارزش‌هاي جهاني نيز شناخته مي‌شوند. مانند رعايت حقوق ديگران، گشاده‌رويي و ....

ج) معيارهاي مکتبي: معيارهاي مکتبي ريشه در مکتب اسلام و مديريت اسلامي دارد. جايگاه و مفهوم انسان در دو مكتب الهي و مادي، معيارها و ملاك‌هاي انتخاب افراد در مناصب و مديريت‌ها را نيز شکل مي‌دهد به طوري كه در مكتب تيلوريسم به انسان به عنوان (گوريل باهوش) و در مكتب اسلامي به عنوان (خليفه اﷲ) نگريسته مي‌شود. در مديريت اسلامي هدف صرف توليد نيست و غايت، تعالي انسان مي‌باشد. همان تفاوت‌هايي كه بين مديريت اسلامي و مديريت علمي وجود دارد، به تفاوت‌هايي در معيارهاي انتخاب و انتصاب افراد منجر مي‌شود لذا در اسلام معيارهاي ارزشي و مکتبي اهميت و گستردگي فراواني پيدا مي‌كند.

1- خصوصيات و معيارهاي تخصصي

1-1- علم و دانش

در احاديث اسلامي همواره تأكيد شده است كه در انتخاب افراد به صلاحيت علمي و توانايي آنها دقت و توجه بيشتري شود و هرگز كساني را كه از نظر علمي ضعيفند و آگاهيهاي لازم را ندارند بر كاري نگمارند زيرا كه چنين كاري بزرگترين خيانت به جامعه اسلامي است. حضرت علي(ع) در نهج‌البلاغه، خطبه 172 مي‌فرمايند: «اي مردم همانا سزاوارترين مردم به اين امر (خلافت و زمامداري) كسي است كه تواناترين آنها بر اجراي امور و داناترين به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد» (خسروي، 1378، صص 39-40).

1-2- تجربه كاري

يكي از مؤثرترين عوامل موفقيت كارگزار و مدير در تشكيلات و سازمان، تجربه و سابقه كاري وي مي‌باشد. مدير و مسئول باتجربه، بسياري از نابساماني‌هاي سازمان خود را سامان مي‌دهد و بالعكس مدير و مسئول بي‌تجربه و بدون سابقه، تشكيلات سازمان يافته را متلاشي و پراكنده خواهد نمود. امام علي(ع) در نامه به مالك اشتر مي‌فرمايد: «افراد با تجربه را به عنوان كارگزار انتخاب نما» (قوچاني، 1374، ص82).

1-3- حسن تدبير

حسن تدبير معياري ضروري براي زمامداران و مديران مي‌باشد. هيچ مديريتي نمي‌تواند بدون تدبير درست راه به جايي ببرد و هر جا كه نابساماني و تباهي مشاهده مي‌شود بايد در جستجوي نوعي بي‌تدبيري در آنجا برآمد و اساساً از مهمترين عوامل فروپاشي سازمان‌ها و دولت‌ها سوءتدبير است. به بيان اميرالمومنين(ع): «چهار چيز دليل برگشت (روزگار و اوضاع و احوال دولت‌ها و حكومت‌هاست)، بدي تدبير و زشتي تبذير و كمي عبرت گرفتن و بسياري مغرور شدن» (غررالحكم).

همچنين آن حضرت فرموده‌اند: «صلاح و سازمان زندگي تدبير است» (دلشاد تهراني، 1377، صص 255-256).

1-4- سعه صدر

از ويژگي‌هاي مهم مسئولان و مديران سعة‌صدر است، ‌كسي داراي سعه صدر است كه از گشادگي روح و همتي عالي و انديشه‌اي بلند برخوردار باشد. سعة صدر موجب دورانديشي و واقع‌نگري مسئولان و مديران مي‌شود و اگر دولتمردان فاقد اين خصلت باشند از عهدة بسياري از مشكلات و نارسايي‌ها برنخواهند آمد. يك مدير اسلامي بايد بداند كه در مصدر امور با فراز و نشيب‌هاي گوناگوني مواجه بوده و براي دستيابي به اهداف تشكيلات، سختي‌هاي فراوان در پيش دارد و اگر حوصله، بردباري و بلندهمتي را سلاح خود نسازد در اثر فشارهاي جانبي و پيشامدهاي ناگوار حركات غيرمترقبه‌اي از خود نشان مي‌دهد كه بعضاً اعتبار مديريت و مسئوليت او را زير سئوال مي‌برد. سعة‌صدر آنقدر مهم است كه حضرت علي(ع) آن را ابزار حكومت مي‌دانند: ﴿آله الرئاسه سِعَهُ الصَدر﴾ (احمدخاني، 1379، صص 127-132).

1-5- شايستگي و كفايت

در آئين اسلام مسند مديريت شايسته كسي است كه قدرت استفاده از ايمان و تخصص را در مقام اجرا داشته باشد. اميرالمؤمنين در نامه به مالك اشتر، يكي از شرايط واگذاري مسئوليت‌ها را «كفايت» مي‌داند و مي‌فرمايد:

«اي مالك در به كارگيري كارمندان و كارگزاراني كه بايد زير نظر تو كار كنند هيچ‌گونه واسطه و شفاعتي را نپذير مگر شفاعت «كفايت» و امانت را» (خسروي، 1378، صص 41-42).

1-6- نظم و انضباط

نظم،‌ برنامه‌ريزي و زمان‌بندي يكي از عوامل مؤثر در موفقيت مدير است، چرا كه مدير سازمان از سويي كارها و وظايف متعددي برعهده دارد و از سوي ديگر وقت او محدود است. امام علي(ع) در بخشي از عهدنامه خود به مالك اشتر مي‌فرمايد: «كار هر روز را همان روز انجام بده، زيرا هر روز كاري مخصوص به خود دارد» (خدمتي، 1381، ص 33).

همچنين آن حضرت در وصيت خود قبل از شهادتشان مي‌فرمايند: «سفارش مي‌كنم شما را به تقوي و نظم در امور».

1-7- حسن سابقه

امام علي(ع) سوابق كاري افراد را در گزينش مديران دقيقاً مورد توجه قرار مي‌داد. همچنين آن حضرت، كساني را كه قبلاً در حكومت ظلم و طاغوت داراي منصبي بوده‌اند و در گناهكاري شريك بوده‌اند، جهت تصدي جايگاه‌هاي مديريتي شايسته نمي‌دانند و در نامه 53 به مالك اشتر فرموده‌اند:

«بدترين وزيران تو كساني‌اند كه وزيران واليان بدكار پيش از تو بوده‌اند و با آنان در گناهان همكاري كرده‌اند مبادا اينان صاحبان اسرار تو باشند زيرا كه ياران گنهكاران و برادران ستمكارانند،‌ تو مي‌تواني به جاي آنان بهتر از آنها را بيابي، كساني كه نظريات و نفوذ آنها را دارند ولي وزر و وبال آنها را ندارند و با ستمكاران و گنهكاران همكاري نكرده‌اند. اين مردان پاكدامن هزينه كمتري بر تو تحميل مي‌كنند و نسبت به تو مهربان‌ترند و با بيگانه كم الفت‌ترند، آنها را مخصوصان جلسه‌هاي سري و انجمن‌هاي علني خود قرار ده».

1-8- داشتن پشتكار و دوري از تنبلي

سستي در انجام دادن امور موجب زير پا گذاشتن حق و عدم اجراي به موقع كارها و تضييع حقوق مردمان است. كندي در كارها فرصت‌هاي خير و غير قابل بازگشت را از بين مي‌برد و به هيچ وجه نبايد در گردش امور سستي و كندي و كاهلي راه يابد و اين امر بايد با دقت‌هاي لازم عجين و همراه شود. اميرالمومنين علي(ع) چنين سفارش كرده‌اند: «در كارهاي خود بر افراد سست و تنبل تكيه مكن» (دلشاد تهراني، 1377، ص 372-375).

1-9- تند ذهني و داشتن حافظه قوي

مدير و مسئول بايد داراي حافظه قوي و ذهني توانمند باشد تا پرداختن به يك مسئله او را از ساير  مسائل غافل نكند و پيچيدگي و حجم كارها، او را به فراموشي و اشتباه نياندازد. حضرت علي ( ع) در نامه به مالك اشتر چنين فرموده است: «كسي را برگزين كه در رساندن نامه كارگزارانت به تو يا رساندن پاسخ‌هاي تو به آنان كوتاهي نكند و در آنچه براي تو مي‌ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مي‌دهد، فراموشكار نباشد».

1-10- پاكي و صلاحيت خانوادگي

 پاكي و اصالت و صلاحيت خانوادگي از جمله امور كلي است كه حضرت علي(ع) در گزينش و انتخاب بر آن تأكيد فرموده و آن را به عنوان ميزاني در كنار ساير موازين مطرح نموده است. آن حضرت به مالك اشتر توصيه مي‌نمايد: «و از آنان كه گوهري نيك دارند و از خانداني پارسا و صالحند و از سابقه‌اي نيكو برخوردارند، فرماندهان را برگزين» (دلشاد تهراني، 1377، ص 294-295).

1-11- داشتن قدرت تشخيص و تجزيه و تحليل

 امام علي(ع) در انتخاب مديران كشور، به مهارت ادراكي و تشخيص و تجزيه و تحليل مسائل آنان توجه كامل داشت و مديراني را بر مي‌گزيد كه در بحران‌هاي پيش آمده خود راه حل مناسب را بيابند. لذا در معرفي مالك اشتر به ديگر فرماندهان نظامي به مهارت ادراكي و تشخيص و تجربه و تحليل مسائل توسط مالك اشتر، اشاره مي‌فرمايد: «من مالك اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهياني كه تحت امر شما هستند فرماندهي دادم، گفته او را بشنويد و از فرمان او اطاعت كنيد او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزينيد زيرا كه مالك نه سستي به خرج داده و نه دچار لغزش مي‌شود، نه در آنجايي كه شتاب لازم است كندي دارد و نه آنجا كه كندي پسنديده است، شتاب مي‌گيرد» (نهج‌البلاغه: نامه 53) (خسروي، 1378، ص 108).

1-12- آينده نگري

«آينده نگري» و «دور انديشي» يكي از شرايط مديريت خردمندانه و منطقي است و مديريت بدون توجه به اين نكته مهم نمي‌تواند سازمان را به سر منزل مقصود برساند. قبل از اقدام به هر كار بايد جوانب و زواياي مختلف آن مورد بررسي قرار گرفته و پيامدهاي احتمالي آن پيش‌بيني شود. مديراني كه قبل از اقدام‌هاي عملي، با آينده‌نگري زواياي مختلف مسئله را بررسي كرده و امكانات و مقدمات لازم را پيش‌بيني مي‌كنند، تصميم‌هاي استوارتري مي‌گيرند و ميزان موفقيت و اثر‌بخشي خود را افزايش مي‌دهند (خدمتي، 1381، ص 30).

آن حضرت در خطبه 154 فرمودند: «بينا دل خردمند، پايان خويش مي‌بيند و پست و بلند و نشيب و فراز خود را مي‌شناسد».

1-13- بلندي همت

 هر چه انسان از همت والاتري برخوردار باشد، فعاليت و كارهاي بيشتر و چشمگيرتري انجام مي‌دهد و كار‌گزار بلند همت در كارها و مسئوليت‌هايي كه بر عهده گرفته است، بسيار موفقتر از دون همتّان مي‌باشد و اصولاً ارزش انسان بسته به همت اوست. حضرت علي(ع) در نامه 53 خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايند: «با بلند همتان بپيوند» (قوچاني، 1374، ص 137).

1-14- قدرت و توانايي

يكي از ويژگي‌هاي مدير شايسته، داشتن قدرت و توانايي است. زيرا مدير قدرتمند و توانمند مي‌تواند در جهت رسيدن به اهداف سازمان حركت نمايد و هر گونه مانع را از جا بردارد. امام علي(ع) در نامه 61 به كارگزار نالائق خود، عدم قدرت و توانايي او را تذكر مي‌دهد و مورد ملالت قرار مي‌دهد.

1-15- استقامت در برابر مشكلات

مدير و مسئول مشاغل كليدي بايد در برابر فشار كار و دشواري‌ها و فراز و نشيب‌هاي شغلي و تلخي‌ها و سختي‌هاي آن چون كوه استوار و با استقامت و داراي عزم و ارادة پولادين باشد. حضرت علي(ع) در اين مورد در نامه 53 مالك اشتر فرموده‌اند: «پس براي مشاغل كليدي از سپاهيان و لشگريان خود كسي را انتخاب و مسئول بنما كه در برابر دشواري‌ها و پيش‌آمدهاي سخت و تلخ استوار باشد و مصيبت‌هاي بزرگ وي را از پا ننشاند. فردي باشد كه هنگام ناتواني و ضعف ديگران بر او ضعف و ناتواني غالب نشود و بر اثر بي‌خيالي ديگران بي‌تفاوت نگردد» (قوچاني، 1374، ص 136).

1-16- قاطعيت

قاطعيت و پرهيز از شك و ترديد از لوازم و شرايط اصلي موفقيت مدير است و پس از بررسي جوانب مختلف قضيه و مشورت با صاحب‌نظران، قاطعيت در اجراي تصميم و اجراي آن ضرورت دارد. دو دلي و عدم قاطعيت مدير باعث مي‌شود كه ترديد و ابهام و سردرگمي در همه بدنه سازمان سرايت كرده و كارها در زمان مناسب به انجام نرسد و سازمان به اهداف مورد نظر نرسد. امام علي (ع)، از شك و ترديد بي‌مورد نهي كرده و مي‌فرمايد: «علم خود را به جهل و يقين خويش را به شك تبديل نكنيد، وقتي دانستيد عمل كنيد و زماني كه يقين كرديد، اقدام نماييد» (نهج‌البلاغه: حكمت 274) (خدمتي، 1381، ص 32).

1-17- شجاعت

شجاعت يكي از صفات مهم براي مديران مي‌باشد تا بتوانند از حق دفاع نمايند و عليه خلاف و ناحقي مبارزه نمايند. حضرت علي(ع) در نامه به مالك اشتر، به او مي‌فرمايد كه به اهل شجاعت بپيوندد و آنها را به عنوان كارگزار انتخاب نمايد: ﴿ثُمَّ اَلصِق بِذَوي… الشّجاعَه﴾ (قوچاني، 1374، ص 137).

منبع:http://www.isu.ac