الزامات گرامي داشت سال پيامبر اكرم (ص)
سال جاري به نام پيامبر اكرم (ص) مزين شده است. ابتدائيترين سئوالي كه به ذهن خطور ميكند اين است كه هدف از نامگذاري سال به نام ايشان چيست؟
وظيفه هر يك از ما به عنوان يك فرد مسلمان، كارمند، كارشناس و مدير چيست؟ براي گرامي داشت نام و ياد ايشان در سال جاري چه اقداماتي را بايد انجام داد؟ آيا همين كه در سخنرانيها، سمينارها و كنفرانسها مطرح شود كافي است؟ آيا تدوين برنامهها و طرحهايي به نام ايشان كفايت ميكند؟
هدف و فلسفه نامگذاري سال جاري به نام ايشان طبق فرمايش رهبر انقلاب مرور درسهايي از ايشان است. تبديل درسهاي ايشان به درسهاي زندگي شخصي، سازماني و اجتماعي است.
هدف الگوپذيري از اخلاق و رفتار ايشان در همه اركان زندگي است. فلسفه نامگذاري سال جاري به نام پيامبر اكرم (ص) پيامبر گونه شدن است.
وظيفه ما در سالجاري تطبيق اخلاق، رفتار، كردارمان با اخلاق و رفتار ايشان است. وظيفه ما عمل كردن به فرمايشات ايشان است اگر چه براي ما مثل ايشان شدن بسيار سخت و محال است ولي جهتگيري حركتهايمان بايد به سمت و سوي ايشان باشد. براي گرامي داشت ايشان بايد پيامبر گونه فكر كنيم، مثل ايشان بيانديشيم، محمدي گونه رفتار كنيم و مثل ايشان زندگي كنيم و اخلاقمان را محمدي كنيم.
سال پيامبر اكرم (ص) يعني سال اميد، انرژي دوباره حركت كردن و از نوع آغاز كردن و به آينده دل بستن
سال پيامبر اكرم (ص) يعني الگو قرار دادن ايشان در كليه مراحل زندگي فردي، سازمان و اجتماعي
سال پيامبر اكرم (ص) يعني متخلق به اخلاق ايشان
سال پيامبر اكرم (ص) يعني مهر و محبت به مردم و گشادهرويي در ارائه خدمات بيمنت به اربابرجوع
سال پيامبر اكرم (ص) يعني فروتني، دوستي، مودت، همكاري و مشاركت در جهت انجام خدمات با كيفيت به اربابرجوع
سال پيامبر اكرم (ص) يعني رهبري و مديريت سازمانها با آموزهها و توصيههاي ايشان
سال پيامبر اكرم (ص) يعني رعايت بيتالمال
سال پيامبر اكرم (ص) يعني توجه به ارزشهاي ديني و اسلامي در همه اركان زندگي
سال پيامبر اكرم (ص) يعني زدودن باورهاي زنگ زده و انديشههاي منجمد
سال پيامبر اكرم (ص) يعني خانه تكاني فرهنگي و بيرون كردن خرافات ازفرهنگ اصيل اسلامي
سال پيامبر اكرم (ص) يعني كندن علفهاي هرزاز باغچه ذهن و كاشتن گلهاي معطر محمدي در آن
سال پيامبر اكرم (ص) يعني سال وفاي به عهد، امانتداري، صلهرحم، پرهيز از غيبت، تهمت و دروغ
سال پيامبر اكرم (ص) يعني سال تغيير در جهت بهبودي، تحول و بالندگي در همه عرصهها
سال پيامبر اكرم (ص) يعني سال يادگيري، افزايش ميزان مطالعه، دانش و دانايي
سال پيامبر اكرم (ص) يعني افزايش ميزان رضايتمندي كاركنان و ارباب رجوع از دستگاههاي اجرايي
سال پيامبر اكرم (ص) يعني تسريع در ارائه خدمات به ارباب رجوع
سال پيامبر اكرم (ص) يعني سهولت در ارائه خدمات
سال پيامبر اكرم (ص) يعني پايبندي به ضوابط و مقررات و عدم تبعيض در گفتار و كردار
سال پيامبر اكرم (ص) يعني زيبايي و آراستگي درون و برون از زنگارهاي آلودگي
سال پيامبر اكرم (ص) يعني رفتار مناسب و مأدبانه با ارباب رجوع
سال پيامبر اكرم (ص) يعني انعطافپذيري در انجام و اجراي مقررات
سال پيامبر اكرم (ص) يعني صحت و دقت در اراه خدمات با كيفيت
سال پيامبر اكرم (ص) يعني انجام خدمات خالصانه و صادقانه به مردم
سال پيامبر اكرم (ص) يعني شايستهسالاري وشايسته گزيني
سال پيامبر اكرم (ص) يعني كار و تلاش خستگيناپذير
سال پيامبر اكرم (ص) يعني شكوفايي ايدهها و خلاقيتها و كارآفريني
سال پيامبر اكرم (ص) يعني ارتقاء بهرهوري كل عوامل توليد در كليه عرصههاي فردي و اجتماعي
به مناسبت اعلام سال به نام رسول اكرم (ص) به گوشه اي از اخلاق و سيره ايشان اشاره ميشود اميد است كه پيروان راستيني براي آن رهبر فرزانه باشيم.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) كاملترين انسان و بزرگ و سالار تمام پيامبران است.
در عظمت آن حضرت همين بس كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را با تعبير «يا ايّها الرّسول» و «يا ايّها النّبى» مورد خطاب قرار ميدهد و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانيان معرّفى مي نمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُم في رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»; «در سيره و سخن پيامبر خدا براى شما الگوى نيكويى است.»او به حقّ داراى اخلاقى كامل و جامعِ تمام فضايل و كمالات انسانى بود.
خدايش او را چنين مي ستايد: «إِنّك لَعَلى خُلُق عَظيم»; «اى پيامبر تو داراى بهترين اخلاق هستى.» «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»; «اگر تندخو و سخت دل مي بودى مردم از اطرافت پراكنده مي شدند.» از اين رو، يكى از مهمترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيكو و برخورد متين و ملايم آن حضرت با مردم بود.در طول زندگانى او هرگز ديده نشد وقتش را به بطالت بگذراند.در مقام نيايش هميشه مي گفت: «خدايا از بيكارگى و تنبلى و زبونى به تو پناه مي برم.»، و مسلمانان را به كار كردن تحريض مي نمود.او هميشه جانب عدل و انصاف را رعايت مي كرد و در تجارت به دروغ و تدليس، متوسّل نمي شد و هيچ گاه در معامله سختگيرى نمي كرد و با كسى مجادله و لجاجت نمي نمود و كار خود را به گردن ديگرى نمي انداخت.او صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى مي دانست و مي فرمود: اين دو در همه تعاليم پيغمبران تأكيد و تأييد شده است.زندگي اش، رفتارش و خصوصيّات اخلاقي اش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى انديشه و زيبايى روح را الهام مي داد.سادگى رفتارش و نرمخويى و فروتني اش از صلابت شخصيّت و جذبه معنويتش نمي كاست.هر دلى در برابرش به خضوع مي نشست و هر غرورى از شكستن در پاى عظمتِ زيبا و خوبِ او سيراب مي شد.در هر جمعى برترى او بر همه نمايان بود.»
از آشكارترين صفات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه غرورِ پيروزى او را نمي گرفت با ياران و قوم خود رفتارى مبتنى بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در ميان آنها تقويت مي كرد.
به كوچك رحم مي كرد، بزرگ را گرامى مي داشت، يتيم را خشنود كرده و پناه مي داد، به فقيران و مسكينان نيكى و احسان مي كرد، حتّى به حيوانات هم ترحّم مي نمود و از آزار آنها نهى مي كرد.
از مهمترين نمونه هاى انسانيّتِ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه آن حضرت نيروهايى را كه براى جنگ با دشمن اعزام مي كرد به دوستى و مدارا با مردم و عدم يورش و شبيخون عليه ايشان وصيّت و سفارش مي فرمود.
او بيشتر دوست داشت دشمن را به سوى صلح دعوت كند، نه اين كه مردانِ ايشان را بكشد.
آن حضرت سفارش مي كرد تا پير مردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را شكنجه و مُثله نكنند.
وقتى قريش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادى آنان را لغو و با تقاضاى ايشان، براى تهيّه گندم از يمن، موافقت فرمود.
او به صلح كامل در جهان دعوت مي كرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچارى، پرهيز داشت.
نامه هايى كه به سوى پادشاهان مي فرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزّين بود و آن را براى آغاز كلام در ديدار بين فرزندان آدم قرار داده بود.
او برنامه ريزى جدّى، سازماندهى نمونه و فرماندهى برتر را بنياد گذاشت، و فرماندهى لشكر را بر اساس شايستگى و شناخت برگزيد.
لشكر را به طور يكسان در فرماندهى خود جمع كرد، و از آنچه كه در وسع و توانايى رزمندگان بود بيشتر به آنان مي بخشيد.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به پاكيزگى علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بى نظير بود.
علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها خود را شستشو مي داد و اين هر دو را از عبادات مي دانست.
موى سرش را با برگ سدر مي شست و شانه مي كرد و خود را با مشك و عنبر خوشبو مي نمود.
روزانه چند بار، مخصوصاً شبها پيش از خواب و پس از بيدارى، دندانهايش را با دقّت مسواك مي كرد.
جامه سفيدش كه تا نصف ساقهايش را مي پوشانيد هميشه تميز بود.
پيش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را مي شست و از خوردن سبزى هاى بد بو پرهيز مي نمود.
شانه عاج و سرمه دان و قيچى و آينه و مسواك، جزء اسباب مسافرتش بود.
خانه اش با همه سادگى و بى تجمّلى هميشه پاكيزه بود.
تأكيد مي نمود كه زباله ها را به هنگام روز بيرون ببرند و تا شب به جاى خود نمانَد.
نظافت تن و اندامش با قُدسِ طهارتِ روحش هماهنگى داشت و به ياران و پيروان خود تأكيد مي نمود كه سر و صورت و جامه و خانه هايشان را تميز نگهدارند و وادارشان مي كرد خود را، به ويژه در روزهاى جمعه، شستشو داده و معطّر سازند كه بوى بد از آنها استشمام نشود و آن گاه در نماز جمعه حضور يابند.
در ميان جمع، بشّاش و گشاده رو و در تنهايى، سيمايى محزون و متفكّر داشت.
هرگز به روى كسى خيره نگاه نمي كرد و بيشتر اوقات چشمهايش را به زمين مي دوخت.
اغلب دو زانو مي نشست و پاى خود را جلوى هيچ كس دراز نمي كرد.
در سلام كردن به همه، حتّى بردگان و كودكان، پيشدستى مي كرد و هر گاه به مجلسى وارد مي شد نزديكترين جاى را اختيار مي نمود.
اجازه نمي داد كسى جلوى پايش بايستد و يا جا برايش خالى كند.
سخن همنشين خود را قطع نمي كرد و با او طورى رفتار مي كرد كه تصوّر مي شد هيچ كس نزد رسول خدا از او گرامي تر نيست.
بيش ا ز حدِّ لزوم سخن نمي گفت، آرام و شمرده سخن مي گفت و هيچ گاه زبانش را به دشنام و ناسزا آلوده نمي ساخت.
در حيا و شرمِ حضور، بى مانند بود.
هر گاه از رفتار كسى آزرده مي گشت ناراحتى در سيمايش نمايان مي شد، ولى كلمه گِله و اعتراض بر زبان نمي آورد.
از بيماران عيادت مي نمود و در تشييع جنازه حضور مي يافت.
جز در مقام داد خواهى، اجازه نمي داد كسى در حضور او عليه ديگرى سخن بگويد و يا به كسى دشنام بدهد و يا بدگويى نمايد.
بد رفتارى و بى حرمتى به شخصِ خود را با نظرِ اغماض مي نگريست، كينه كسى را در دل نگاه نمي داشت و در صدد انتقام برنمي آمد.
روحِ نيرومندش عفو و بخشايش را بر انتقام ترجيح مي داد.
آن حضرت از بد رفتارى و آزارى كه به شخص خودش مي شد عفو و اغماض مي نمود ولى در مورد اشخاصى كه به حريم قانون تجاوز مي كردند مطلقاً گذشت نمي كرد و در اجراى عدالت و مجازات متخلّف، هر كه بود، مسامحه روا نمي داشت.
زيرا قانونِ عدل، سايه امنيت اجتماعى و حافظ كيان جامعه است و نمي شود آن را بازيچه دستِ افراد هوس ران قرار داد و جامعه را فداى فرد نمود.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در موضوعاتى كه به وسيله وحى و نصِّ قرآن، حكم آن معيّن شده بود، اعمّ از عبادت و معاملات، چه براى خود و ديگران، حقِّ مداخله قائل نبود و اين دسته از احكام را بدون چون و چرا به اجرا در مي آورد; زيرا تخلّف از آن احكام، كفر به خداست: «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَاؤُلئِكَ هُمُ الْكافِروُنَ»; «و كسانى كه به آنچه خدا فرو فرستاده داورى نكرده اند ، آنان خود كفر پيشه گانند .»امّا در موضوعات مربوط به كار و زندگى، اگر جنبه فردى داشت و در عين حال يك امر مباح و مشروع بود،افراد، استقلال رأى و آزادى عمل داشتند.
كسى حقّ مداخله در كارهاى خصوصى ديگرى را نداشت، و هر گاه مربوط به جامعه بود حقّ اظهار رأى را براى همه محفوظ مي دانست و با اين كه فكر سيّال و هوش سرشارش در تشخيص مصالح امور بر همگان برترى داشت، هرگز به تحكّم و استبدادِ رأى رفتار نمي كرد و به افكار مردم بى اعتنايى نمىنمود.
نظر مشورتى ديگران رامورد مطالعه و توجّه قرار مىداد و دستور قرآن مجيد را عم تأييد نموده و مي خواست مسلمين اين سنّت را نصب العين خود قرار دهند.
اينك از باغ فضيلت ايشان گلچين در زمينه تحول در نظام اداري انتخاب شده، اميد است وجودمان از عطر سخنان ايشان معطر گردد.
هيچ عبادتي بالاتر از خدمت به مردم نيست.
بهترين مردم، مفيدترين ايشان براي مردم است.
آنكس كه صبح كند و به فكر امور مسلمين نباشد مسلمان نيست.
هر كس برادر مسلمان خود را با كلمهاي لطف آميز تكريم كند و غم او را بزدايد همواره در سلسله جاودانلطف الهي خواهد بود.
حاجت كسي را كه از ابلاغ آن ناتوان است به بزرگان برسانيد، زيرا هر كس حاجت درمانده اي را به بزرگي برساند روز رستاخيز خداوند پاهاي وي را بر صراط استوار مي سازد.
استوار باش و رفتار خوش را درباره مردم نيك ساز.
آن كه در دنيا مردم را بيشتر آزار كند در روز رستاخيز عذاب وي پيش خدا از همه مردم سختتر است.
عادلتر از همه مردم كسي است كه آنچه براي خود پسندد براي مردم نيز پسندد و آنچه بر خود روا ندارد بر مردم روا ندارد.
بهترين كارها پس از ايمان به خدا دوستي با مردم است.
اخلاق نيكو نصف دين است.
تا هنگامي كه شخص به ياري برادر خويش مي پردازد، خداوند ياور اوست.
هر كس كار مسلماني را به دست گيرد و در كار او مانند كار خود دلسوزي نكند بوي بهشت بدو نخواهد رسيد.
هر كس به زمامداري برسد و با مردم به ملايمت و مدارا رفتار كند خداوند روز قيامت با او مدارا كند.
مومنان در مهرباني و دوستي يكديگر چون اعضاي يك پيكرند كه وقتي عضوي به درد آيد اعضاي ديگرآرام نگيرند.
مدارا كردن با مردم نيمي از ايمان است.
رفتار كنيد همان طوري كه مي خواهيد با شما به نيكي رفتار كنند.
وقتي خداوند براي بندهاي نيكي خواهد، حاجتهاي مردم را در دست او قرار مي دهد.
اگر فردي ، مسلماني را براي كارگزاري در حكومت اسلامي منصوب كند و بداند كه در جامعه مسلمين فردي شايستهتر از او و عالم تر به كتاب خدا و سنت پيامبروجود دارد به خداوند ، پيامبرش و همه مسلمين خيانتكردهاست
هركه صبح كندوبه امورمسلمين همت نگمارد،ازآنهانيست وهركس بشنودكه شخصي فريادمي زند:اي مسلمانها به فريادم برسيد،ولي جوابش نگويد،مسلمان نيست.
به خدا قسم پست مديريت را به كسي كه حريصانه با زبان و عمل در پي به دست آوردن آن است واگذار نميكنم.
بهترين مديران و فرمانروايان كساني هستند كه استعدادها و سليقههاي گوناگون را در زير چتر مديريت گرد آورند و بدترين مديران كساني هستند كه مجموعة همسو و هماهنگ را متفرق سازند.
آن كسي كه بر ديگر مسلمانان در كارها پيشي گيرد، در حالي كه ميداند در ميان آن جامعه از او برتر و بالاتر وجود دارد، به خدا و رسول خدا و مسلمانان خيانت كرده است.
هنگامي كه حاكم و مدير جامعه، در اخلاق و رفتارش تحولي حاصل گردد، زمان دگرگونميشود.
خواب با دانش، بهتر است از نماز با ناداني.
سرمايهاي بهتر از عقل و عبادتي بهتر از تفكر نيست.
ضايع كردن فرصتها، اندوهها ميآورد.
لبند زدن تو به روي برادرانت، براي تو صدقه است.
بهرام جلیلخانی